قرار گرفتن حالا در ادامه سفر باید دید
که به چه ترتیب سفرها ادامه پیدا خواهد
کرد و بحثها به
کجا خواهد کشیده شد ولی خب در هر صورت از
هیئتی که به همراه
دارن
بیشتر از هر چیزی رنگوی اقتصادیمون
پررنگتر هستش ولی خب به هر حال میدونیم
که در
مذاکرات با ایران
هم در رواسط اون قرار دارن و گریز و گزیری
از چالشهای سیاسی
هم نیست. در هر صورت امروز در خدمت شما
هستیم تحت این عنوان. از
دوستان خواهش میکنم مطابق
با جلسات
نرمال آرندخانی اگر نکتهای هستش تشریف
بیار همون طور که آقای خرجی گفتن حدود ۱۰
دقیقه زمان داریم و دوستان رو بشنویم و
بعد خدمت آقای خلجی خواهیم رسید خانم فرو
خوش اومدید
سلام به شما به آقای خلجی و به همه دوستان
ممنونم سلام بر شما خانم فروخ
من یوتیوب رو هم باز کردم. سلام عرض میکنم
خدمت همه دوستان در یوتیوب
و لینک یوتیوبم اگر لطف کنین در اینجا پین
کنین خیلی ممنون میشم که اگر دوستانی
بخوان از اون طریق ببینن. بله من در
خدمتم.
آقای محمدی که صحبت کردن یعنی توضیح دادن
که اتاق در مورد چی هست منم لینک یوتیوب
رو که آقای خلجی از اونجا لایو خواهند بود
یعنی هستن دیگه الان شروع کردن پینگ کردن
بالا اکانت دیلان آقای دیلان سلام
بفرمایید ما شما رو کوتاه میشنویم
عرض ادب و احترام خدمت همه اساتید عزیز
جناب آقای مهدی عزیز امیدوارم که خوب
باشید به هر حال مطلب صحبت کردن به هر حال
راجع به تایتل موضوع زیاد
هستش من چون میدونم آقای خلج به هر حال
راجع به آقای خلجی راجع به
مسائل سیاسی و فلسفی زیاد موضوعاتی
رو به هر حال مطالعه فرمودن و دنبال
کردن یک سری از سرفصلها رو من خدمتتون
عرض میکنم که با توجه به دنبال کردن
صحبتهای ایشون
میبوده. اولین مطلبی که باید خدمتتون عرض
کنم این موضوع هک ذهنی هست که در ایران
اتفاق افتاده و هیجانات و احساسات ما رو
کنترل میکنه. حالا این هک ذهنی یا
تکنولوژی هک ذهن که خودم الان درگیرش هستم
به هر حال از اسرائیل هست یا از آمریکا
هستش
هنوز به قول معروف عمومی نشده که حالا من
نمیدونم شما تا چقدر اطلاع دارید یا
دوستان گفتم در جریان
باشید مطلبی که حالا راجع به سیاست آمریکا
در
قبال ایران بنده به ذهنم میرسه بگم
خدمتتون این هستش که بیشتر در حوزهای فکر
میکنم م تغییرات اقلیمی و اون گهواره
قدرتی
که برای خودشون متصور شدن و هستش وجود
داره. سیاستمداران زیادی راجع به این
موضوع صحبت کردن و در صحبتهای جناب آقای
خلجی که دو سه تا سخنرانی قبلیشون میبود
که راجع به این مسئله صحبت شد حالا که ما
باید نحوه استفادهمون از موضوعات سیاسی و
اقتصادی و نظامی که از مسائل مذهبی برداشت
میکنیم به هر حال باید یک تغییر و تحولات
اساسی پیدا بکنه.
عرضم به حضور شما بندهم با این موضوع
موافق هستم چون در جامعه شکران علمی به
مطلب شبه علم که یک حالت فلسفه اعتیاد رو
در جامعه توسعه میده اینا مرتبط هست با
برنامهها و ماتریکیسهایی که داره در ۱۴۷
تا کشور دنبال میشه از جمله در ایران
که نشون میده سیاست آمریکاییها یک بخشش
در رابطه با ایدئولوژی و برنامههای کشوری
این هستش که ما مهارت کنترل کل هیجانات
خودمون رو نه به اون معنا که مثلاً اعتماد
به نفسمونو به فرض مثلاً در استیج نشون
بدیم یا یکایی مثلاً با هکهای ذهنی بخواد
اختلال ایجاد بشه که دیگران مثلاً متصور
بشن که این فرد اعتماد به نفس نداره یا
قضاوتها یه مختلفی شکل بگیره به هر یا
تنفرها رو مثلاً ایجاد بکنن در همین مسئله
خلیج فارس که تبدیل شد به در گوگل گفتن که
خلیج فارس رو به هر حال خلیج عربی بنامیم
و و تن هیجانات تنفر یا خشم افراد رو
برانگیختن در جهت انتفعال ایجاد کردن در
داخل کشور که یک فشارهایی رو تولید بکنن
که ما کمکم به این مطلب دست پیدا کنیم که
اولین موضوع کار کردن روی مسائل هیجانات و
رفتارهای ما هستش که حالا به چه سمتی میره
اون تغییرات اقلیمی به نظر من خیلی مهم
هست که حالا با قوانینی مثل بی سی یا
افیتی اف دنبال میشه که دیگه در این مسائل
عزیزان به هر حال در جریان هستن فقط بنده
خدمت جناب آقایجی
درسیو که میخواستم پس بدم این مطلب این
بود که ما یک ماتریکسهایی رو داریم یا یک
اتاقهایی یا یک فضاهایی رو داریم که روی
هیجانات ما کار میکنه و هیجانات ما
ورزیده میشه اون مسئله قسمت کلاسیکش این
میبود که در مثلاً موضوع عرفان اسلامی به
شکل طالب و مطلوب حالا روحانیون یا علمای
دینی به هر حال به آقای دیلان ممنونم
اجازه بدین خانم فاری هم به ما پیوستن
ببینیم ایشون صحبتشون چیه؟ چون سه دقیقه
دیگه آقای خرجی لایو یوتیوب رو شروع
میکنن. ممنونم ازتون به هر حال ب صحبتمو
جمع کنم در حد یه ۱۰ ثانیه این بود که از
این ماتریکسهایی که به هر حال ورزیده
میکنه کلام و هیجانات و مطالب ذهنی رو ما
باید استفاده بکنیم در جهت تقویت علوم
انسانی در کشور حالا تا بخوایم به سمت
سیاست و اقتصاد و موضوعات متنوع حرکت
کنیم. سپاسگزارم. خیلی ممنون خانم درود.
خواهش
خانم ساقری سلام جانم عرض ادب عرض ادب
خدمت همگی جناب استاد خلجی با خانم گرو
عزیز و دیگران دوستانی که هستن من خیلی
خلاصه
یه سوالی داشتم در مورد همین تایتلی که
زدین جناب خلجی میخواستم ببینم که الان
ترامپ سیاست ترامپ چهجوری میتونه که این
سیاستش چی هست و چهجوری میتونه که هم
عربستانو داشته باشه هم اسرائیلو داشته
باشه و هم با ایران وارد جنگ نشه چون حالا
عربستان که هیچی ولی اسرائیل رو من گمان
میکنم به این سادگیها
نمیشه چیز کرد یعنی ساکتش کردش و این
همچنان دنبال انتقام هستش حالا اگه اینو
لطف کنین بفرمایین که این سیاست چگونه
خواهد بود من ممنون میشم از لطفون مرسی
خانم من من میرم پایین جناب خلعلی متشکرم
منم سلام عرض میکنم خانم خیلی ممنونم
حتماً حتماً این نکته بسیار یعنی شاید از
مهمترین نکتهها باشه و حتماً بهش خواهم
پرداخت. اگر موافق باشین من صحبتمو شروع
بکنم. حالا بعد از صحبت اگر دوستان نظری
دارن حتما مشتاقم که بشنوم.
باز سلام دوباره عرض میکنم خدمت دوستان
گرامی در یوتیوب و در کلاب هاوس و
سپاسگزارم از اینکه وقت
و انرژی میگذارید برای دنبال کردن این
بحثها امروز میخوام راجع به موضوع روز که
در حقیقت در صدر اخبار جهان هست سفر
دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا به خاور
خاورمیانه که اولین سفر خاورمیانه ایشون
در دور دوم ریاست جمهوریش هست صحبت بکنم و
طبیعتاً از اون جنبه که برای ما ایرانیها
مهم هست نکتههایی که برای ما ایرانیها
مهم
هست پیش از هر چیز باید گفت که چرا دونالد
ترامپ به این سفر نیازم و قصدش از این سفر
چی هست دونالد ترامپ در آمریکا یکی از
دلایل مهمی که رأی آورد این تصویر بود که
از او ساخته شده بود که او یک آدم بیزنسمن
موفقیست و طبیعتاً میتونه وضعیت اقتصادی
رو خیلی بهبود ببخشه و شرایطی که خب بعد
از حمله روسیه به اوکراین از یک طرف و بعد
مسئله کرونا اقتصاد آمریکا بسیار آسیب
دیده بود تورم خیلی بالا رفته بود و در
دوره بایدن هم بایدن نتونسته بود تورم رو
به اون شکلی که انتظار میرفت رفت کنترل
بکنه. به هر حال این نوید رو میداد آقای
ترامپ که اگر من بیام بر سر قدرت میتونم
هم نه تنها تورم رو مهار بکنم که میتونم
شکوفایی
اقتصادی یعنی
یک نیروی جدیدی به اقتصاد ایران اقتصاد
آمریکا ببخشم و ولی وقتی که الان حدود
نزدیک چون ۴ ماه هست که او بر سر قدرت هست
کارنامه او نشون میده که نتونسته در این
جهت ت عمل بکنه با حالا دلایل مختلفی داره
یکی از دلایل مهمی که باعث شده که تورم در
آمریکا همچنان سیر سعودی داشته باشه و
نارضایتی عمومی از وضعیت
اقتصادی بالا بگیره مسئله تعرفههاییست که
بر
اقتصاد خارجی گذاشته و خب خیلی
نارضایتیهای بسیاری رو بلافاصله
برانگیخته یعنی قیمت بسیاری از کالاها
بلافاصله افزایش پیدا کرده و بسیاری
از به اصطلاح تجارتهایی که داشتن
بیزنسهایی که در آمریکا بوده و تجارت
بینالمللی داشتن دچار خیلی مشکلات شدن به
هر حال نتونسته
اون اون تصویر ترامپ به عنوان یه بیزنس
موفق نتونسته به اقتصاد آمریکا تا کنون
کمک بکنه و بنابراین وعدههایی که داده از
نظر اقتصادی تاکنون نتونسته نقد کنه این
وعدهها رو این یک مشکل بزرگیست برای
ترامپ و بنابراین خیلی براش مهمه که این
مشکل رو بتونه حل بکنه و این تصویر رئیس
جمهور ناکام رو که تاکنون از خودش ساخته
این تصویر رو تغییر بده.
نکته دیگه اینکه آقای ترامپ همیشه خودش رو
به عنوان دیلیکر یه کسی که بلد معامله کنه
کسی که بلد معاملهها رو جوش بزنه و
میتونه میانجی طرفین معامله بشه یعنی
دلالی در حقیقت بین خریدار و
فروشنده این هم تاثیر خیلی برجستهای بوده
در مورد ترامپ و با این تصویری که از خودش
میساخت و با این برداشت عمومی که در حالا
دنیا از جمله در خود آمریکا و خاورمیانه
وجود داشت نوید این رو میداد که من
میتونم مسئله به اصطلاح درگیری و اختلاف
بین فلسطین و فلسطینیها و اسرائیل رو
تمام کنم من میتونم میانجی بشم و
مسئله اعراب و فلسطین برای همیشه حل بشه
خب ۴ سال اولی که ایشون بر سر قدرت بود
این اتفاق نیفتاد و نتونست مثل با اینکه
دامادش خیلی تلاش کرد و با اینکه خودشم
کارای عجیب غریب کرد از جمله اینکه شلیم
رو به عنوان پایتخت اسرائیل گفت ما به
رسمیت میشناسیم ولی در دور دوم ما با یک
وضعیت دیگری مواجه هستیم و اون مسئله
غزهست یعنی حمله که حماس کرد به غزه هفت
اکتبر و بعد پاسخی که تا الان اسرائیل
داره میده و وضعیت غزه وضعیت فلسطینیها
درگیری فلسطینیها و اسرائیلیها بسیار
بسیار بسیار شدید شده یعنی در تاریخ این
تاریخ اسرائیل یک مورد استثناییست و بنا
تا قانون آقای یعنی قبلا قبل از اینکه
ترامپ بیاد به قدرت برسه در کمپینهایی که
داشت در کارزارهای تبلیغاتیش همیشه این
چیز رو میداد نبوی میداد که من اگر بیام
مسئله غذا رم حل میکنم یه حرفایی زد راجع
به غزه که من اونجا رو تبدیل میکنم به یک
جای خیلی اقتصادی خیلی خوب و یه صحبتهایی
که میدونید ولی و و به نظر میومد که او
بسیار نزدیک به نتانیاهوها هست و میتونه
از نفوذش در نتانیاهو استفاده بکنه، از
روابط قدیمیش استفاده بکنه برای اینکه به
این درگیریها پایان بده و وضعیت وحشتناکی
که در غزه به وجود آمده تراژدی انسانیه
این رو در کمترین فرصت تغییر بده اما باز
در این زمینه هم او ناکام مونده یعنی در
عمل نه تنها این اتفاق نیفتاد که رابطهش
با نتانیاهو هم به از اون گرمی افتاد و
اون اعتمادی که به ترامپ بود برای اینکه
بتونه میانجی فلسطینیها و اسرائیلیها
بشه این اعتماد کمکم کمرنگتر شد نسبت به
گذشته بنابراین سفرش به خاورمیانه به این
د تا مسئله ربط داره. یکی اینکه این سفر
سفر در وحله اول سفر تجاریست یعنی سفریست
که از نظر تجاری در تاریخ شاید در تاریخ
دیپلماسی حداقل در این دهههای گذشته و در
آمریکا بیسابقه باشه به دلیل
اینکه در بسیاری
از رهبران یا به اصطلا مدیران شرکتهای
بزرگ بینالمللی در
این سفر او رو همراهی میکنن در یه
کنفرانسی که شاید الان در حال برگزاری
باشه از نمیدونم از خود ایلان ماسک گرفته
تا اما آمازون و شرکتهای خیلی بزرگ در
اونجا شرکت دارن و نه فقط آمریکاییها که
روسها و چینیها هم بسیار م به اصطلاح
وعدههای سرمایه گذاری های بزرگ دادن
بنابراین امروز در عربستان سعودی هست و
روزهای آینده در قطر و امارات متحده عربی
خواهد بود و هزاران میلیارد دلار سرمایه
رو متوجه این کشورها خواهد کرد و حتی خب
در این میان شرکتهای آمریکایی نقش خیلی
مهمی دارن و حتی شرکتهای خصوصی خود آقای
ترامپ و خب میتونه برگرده و به مردم
آمریکا بگه که من میلیاردها دلار
برای اقتصاد آمریکا سرمایه گذاری کردم،
سرمایه جلب کردم و این خب میتونه اون
ناکامیش رو از نظر اقتصادی تا یک
اندازهای جبران بکنه. راجع به مسائل
اقتصادی من صحبت نمیکنم بهخاطر که
میدونید بیشترم صحبت شده در رسانههای
حالا خارجی و شاید ایرانی ولی بخش دوم
قضیه مال
مسئله خب پیامدهای این هست و مسئله ایران
یکی پیامدهای سیاسی این سرمایه گذاری
عظیمی که داره میشه مخصوصاً در عربستان
سعودی که عربستان سعودی رو به قدرت اول
منطقه از
نظر اقتصادی و چه بسا سیاسی تبدیل بکنه و
اون ایدهی که آقای محمد بن سلمان برای به
اصطلاح اون پروژه ۲۰ ۲۰۳۰ در حقیقت اون
پروژه رو خیلی به واقعیت خیلی نزدیک میکنه
ولی مسئله ایران وجود داره مسئله یکی
مسئله پیامدهای این وضعیت یکی برای اون
پیمان ابراهیم و عادی شدن روابط با عادل
شدن روابط اسرائیل با کشورهای عربی از یک
طرف و یکم مسئله ایران
که آقای
ترامپ میخواد در حقیقت در این سفرها به
نحوی از کشورهای قدرتمند عربی منطقه ما
استفاده بکنه برای اینکه حالا از طرق
متفاوتی ایران رو
به مذاکره و به توافق قابل قبول برای
اطراف بازیگران گوگ ون ترقیب کنن. خب یک
نکته مهم اینه
که این سفر همون طور که گفتم سفر تجاریست
اما سفریست که نمیتونه هیچ تاثیر چندانی
بر رابطه اسرائیل با فلسطینیها داشته
باشه و به سم به اصطلاح صلح در یا آتشبست
در یه دوره کوتاه کمک بکنه. شما شنیدید
اخبار رو که همین امروز نتانیاهو دوباره
تهدید کرده حماس رو و گفته که اگر در چند
روز آینده به توافق نرسن دوباره غزه رو
مورد حمله قرار خواهد داد و بنابراین این
باز نشان دهنده
شکست سیاست ترامپ در زمینه اسرائیل و
فلسطینیها
هست در این شرایط خب
خیلی دشوار هست برای ترامپ اینکه متقاعد
کنه کشورهای عربی رو به عادی کردن روابط
با اسرائیل یعنی مخصوصاً این تصاویری که
ما امروزه از غزه میبینیم و یک فاجعه
عظیم و کمنظیر تاریخیست در منطقه ما این
باعث میشه که کشورهایی مثل عربستان سعودی
که بسیار دولت حکومت محافظه کاری داره از
عادی کردن روابط با اسرائیل در آینده
نزدیک تا زمانی که مسئله قضیه حل نشده تا
زمانی که اسرائیل به راه حل دو دولت به
اصطلاح تن
نداده پرهیز کنن یعنی حداقل آهنگ عادی شدن
روابط کشورهای عربی
با اسرائیل بسیار کند بشه بنابراین این یک
مشکل هست مسئله دیگه این هست که مسئله
ایران هست حالا موضع اسرائیل با موضع
کشورهای عربی متفاوت هست یعنی اسرائیل
ایران رو یک
خطر وجودی میدونه. یعنی معتقده که
ایران خواهان نابودی اسرائیل هست. نه
اینکه مثلاً با این سیاست یا با این دولت
مشکل داره و در این زمینه مسئلهش
مسئله تسلیحات هستهایست و میگه که ایران
هستهای یک
خطر وجودی هست و به همین دلیلم خواهان از
بین بردن یا برچیدن کل برنامه هسته جمهوری
اسلامی هست منتها برای عربها مسئله
هستهای مهم نیست مسئله در حقیقت همین
کانوشونشنال کیپلیتیز یعنی همین توانایی
نظامی متعارف جمهوری اسلامی که باعث میشه
جمهوری اسلامی
سیاستهای منطقهای تهاجمی داشته باشه
مخصوصاً با نیروهای نیابوتی در یمن در در
عراق در سوریه و جاهای دیگه لبنان با
اینهاست که مشکل داره و نگرانه بنابراین
اسرائیل
و عربها هر دو خواهان این هستن که آمریکا
ایران رو کنترل بکنه کنه منتها با دو
انگیزه متفاوت و با د از دو منظر متفاوت
اسرائیل خواهان اینه که کاملاً برنامه
هستهای جمهوری اسلامی برچیده بشه ولی
کشورهای عربی و اگر این کار نشه خواهان
جنگ هست با ایران و اگرم بخواد جنگ بکنه
قطعاً آمریکا در این جنگ باید درگیر بشه
بنابراین خواهان این هست که پشتیبانی
آمریکا رو در صورت عدم توافق با ایران
داشته باشه باشه برای حمله نظامی به ایران
ولی عربها چنین نیستن عربها به شدت به
نظر میرسه حالا من صحبت یعنی با تجربهی
که من دارم و چیزهایی که یکی دو روزه
خوندم عربها بسیار نگرانن از حمله نظامی
به
ایران به دلایل مختلف یک دلیل مهمش اینه
که
اساساً موفقیت تمام این پروژههای عظیم
اقتصادی منوت به امنیت در خاورمیانه است
یعنی این وضعیتی که شما میبینین انقدر
سرمایه گذاری عظیمی که داره میشه حالا در
عربستان سعودی در قطر در امارات اینا منوت
به اینه که شما یک
ایران به اصطلاح در حال صلح داشته باشید
منطقه در حال صلح داشته باشید و هرگونه
درگیری نظامی موفقیت اون پروژههای
اقتصادی رو به مخاطره میندازه و نکته دوم
اینه
که به اصطلاح ایرانی
که وارد حمله نظامی بشه با اسرائیل
میتونه یه خطر نظامی هم برای کشورهای
عربی باشه یعنی ایران اگر وارد به اصطلاح
تنش نظامی بشه با اسرائیل و آمریکا ممکنه
منافع آمریکا در کشورهای عربی رو هم تهدید
بکنه بنابراین کشورهای عربی به هیچ وجه
خواهان این نیستن که حمله نظامی صورت
بگیره و تنش بیش از این بالاتر تر بره و
بسیار دنبال این توافق هستن ایرانم
همونطور که آقای عراقچی چند روز پیش رفت
در عربستان ایران هم تمایل داره در این
شرایط استفاده بکنه از کشورهای عربی و
حمایت اونها برای جلوگیری از تهدیدهای
نظامی
منتها به رغم این مسئله عربستان و کشورهای
عربی طبق معمول همیشه اینطور بوده از
انتظار دارن از آمریکا که تواناییهای
نظامی و سیاستهای تهاجمی و سلطهجویانه
ایران رو در منطقه مهار کنه. یعنی یک حالت
دوگانه که خب بسیار دشوار میکنه. در
نتیجه هم از یک طرف میخوان این توافق صورت
بگیره. از یک طرف میخوان که این جنگ جلوش
گرفته بشه. از یک طرف دیگه میخوان ایران
سیاست منطقهایش به طور اساسی تغییر پیدا
بکنه. خب این یک
حالت خیلی معمایی و خیلی دشواری رو بغرنجی
رو ایجاد میکنه.
آمریکا میخواد آمریکا هم میخواد توافق
باشه. من حالا براتون امروز از یک نظرسنجی
که هفته پیش در آمریکا انجام شده براتون
از اون نظرسنجی میخونم. جامعه آمریکا،
شهروندان آمریکا ترجیح میدن در این
نظرسنجیها که توافق صورت بگیره تا اینکه
مسئله هستهای از طریق نظامی حل بشه. هم
جامعه آمریکا دیگه برنمیتابه جنگ رو هم
خود ترامپ. خب ترامپ منطقش کاملاً منطق
بیزنسیست و جنگ خیلی گرونه. جنگ خیلی
گرونه و همون طور که گفتم خیلی وضعیت
خاورمیانه رو به جای اینکه سودآور بکنه
برای ترامپ بسیار هزینه آور میکنه.
بنابراین ترامپ هرگز دنبال جنگ نیست و این
تبلیغاتی که میکنه و تهدیدایی که میکنه
اینا همه شگردهاییست که شگردهای دلالیه در
حقیقت. ولی در عمل تا جای ممکن از اینکه
بره به این سمت پرهیز میکنه به خاطر
اینکه میدونه هزینه بسیار بسیار گرانی رو
بر دوش آمریکا خواهد گذاشت و بسیاری
از ای بلند پروازیهایی که داره برای
آمریکا و برای خاورمیانه اونها رو همه رو
به باد خواهد داد ولی در این میان یعنی
همه خواهان توافقن در این میان دو گروه
هستن که دو طرف هستن که خواهان توافق
نیستن یکی تندروهای ایرانن و یکیهم
اسرائیل و اسرائیل خواهان توافق نیست به
دلیل اینکه اون توافقی که به دست بیاد من
خیلی بعید میدونم که توافق بر سر برچیدن
برنامه هسته جمهوری اسلامی باشه همونطور
که آقای تخت روانچی گفته ممکن هست که یه
برای مدت کوتاهی مثلاً غنیسازی متوقف بشه
در ایران ولی اینکه که کل برنامه هستهای
ایران مثل لیبی برچیده بشه یک انتظار
بسیار بالاییست که من بعید میدونم تا
زمانی که آقای خامنهای بر سر قدرت هست به
چنین خواستها تن بده در
نتیجه توافقی که اسرائیل رو بتونه راضی
بکنه خیلی سخته به دست بیاد و مطمئن بکنه
و خیالشو راحت بکنه ممکنه که یک توافق
موقتی و یک توافق حداقلی به وجود بیاد و
حالا برای مدتی خطر جنگ به تعویق بیفته
ولی در نهایت اون توافقی که بتونه یک
امنیت خاطر پایداری برای اسرائیل ایجاد
بکنه من در افق این مذاکرات نمیبینم در
نتیجه اون اون طرفی که یعنی تنها نیروی
خیلی مهمی که در منطقه
[موسیقی]
یه مقدار به اصطلاح ممکنه دستاندازی کنه
در
این مض مذاکرات و مشکلات ایجاد کنه برای
توافق خب اسرائیل هست و از اون طرف هم
نزدیکی اعراب به اسرائیل خود این هم بازیک
اعراب ایران خیلی مشکل ایجاد میکنه یعنی
اگر قرار باشه که کشورهای عربی حالا به
سبب همین مسئله توافق یا مسائل دیگه به
ایران نزدیک بشن همونطور که عربستان در
این مدت
اخیر سیاستش نسبت به ایران تغییر کرده
نزدیکتر شده به ایران این برای اسرائیل
خیلی جالب نیست خیلی مخاطره آمیزه و به
خاطر اینکه نزدیکی کشورهای عربی به ایران
به معنای دوری اونها از عرب از اسرائیله
شما به سختی میتونید که هم رابطه خوبی
داشته باشید با عربستان با اسرائیل و هم
با ایران بنابراین د تا تهدید هست برای
اسرائیل یکی مسئله توافق و یکی هم مسئله
نزدیکی کشورهای عربی به مثل عربستان به
ایران عربستان سعودی داره تبدیل میشه به
قدرت اول منطقه یعنی چنین چیزی در افق
پیداست و این برای ایران میتونه یک فرصت
بسیار طلایی باشه یعنی اینکه ایران میتونه
با به اصطلاح به رسمیت
شناختن عربستان سعودی با عادی کردن روابطش
با عربستان سعودی خطر جنگ رو در وحله اول
سایه جنگ رو از ایران دور بک بکنه و
ثانیاً از نظر اقتصادی میتونه از عربستان
سعودی خیلی کمک بگیره و عربستان سعودی
میدونیم که همین امروز صد و فکر کنم اگه
اشتباه نکنم ۱۴۰ میلیون دلار تسلیحات خرید
از آمریکا
و خود عربستان سعودی میتونه در نهایت یک
خطر نظامی هم باشه بنابراین عرب نباید این
فرصت رو که ایران داره برای استفاده از
قطر برای استفاده از امارات برای استفاده
از عربستان سعودی اولاً در جهت ت ایجاد
توافق با آمریکا و موفق کردن مذاکرات این
فرصتو از دست بده و ثانیاً برای اقتصاد
ایران بسیار روابط با عربستان سعودی بسیار
میتونه مفید باشه و شکوفایی اقتصادی در
هیچ کدوم از کشورهای منطقه از جمله در
عربستان به ضرر ایران نیست بلکه به نفع
ایرانه هر چقدر که کشورهای منطقه
ثروتمندتر بشن هرچقدر که اقتصاد توسعه
اقتصادی در کشورهای منطقه همه کشورهای
منطقه بیشتر بشه امکان توسعه اقتصادی در
ایران بیشتر خواهد شد بنابراین با این
بستگی داره به اینکه ایران چگونه استفاده
بکنه تا حالا ایران این فرصتها رو از دست
داده امیدوارم در آینده چنین نباشه من
اینجا متوقف میشم فقط آها این نظرسنجی که
عرض کردم یه نظرسنجی راجع به رویکرد
شهروندان آمریکایی به برنامه هستهای
ایران که دانشگاه مریلند یه مؤسسه بزرگ
نظرسنجی هست در دانشگاه مریلند انجام داده
که مؤسسه آمریکاییه که دو ماه به دو ماه
افکار عمومی در آمریکا رو
میسنجه در از به اصطلاح شرکت کنندگان در
این نظرسنجی پرسیدن که آمریکا میخواد سعی
بکنه که برنامه هستهای توسعه برنامه
هستهای ایران رو محدود بکنه به نظر شما
چه راهی چه روشی برای در حقیقت محدود کردن
برنامه هستهای ایران وجود داره؟ آیا روش
در مورد روش به اصطلاح در
مورد واکنش نظامی برای علیه ایران در
درباره برخورد نظامی با ایران
برای حل مسئله هستهای ۲۴ از
جمهوریخواهان در حقیقت موافق بودن با به
اصطلاح برخورد نظامی
۵د از دموکراتها و از مستقلها
۱۳ و بقیه ۱۴ یعنی کل کسانی که موافق بودن
با این قضیه کسانی که یعنی مجموع اینها
۱۴د
از پاسخ دهندگان موافق برخورد نظامی
بودن بعد ازشون در مورد مذاکره راه حل روش
مذاکره پرسیدن
۶۴د جمهوریخواهان موافق بودن
۷۸ از دموکراتها موافق بودن از مستقلها
۶۷ و به طور کلی از همه کسانی که یعنی در
این نظرسنجی نشون میده که
۶۹ مردم موافق روش نظامی هستند در روش
مذاکره هستند در برابر ۱۴د که روش نظامی
رو ترجیح
میدن یک نکته دیگه دیگه در مورد اسرائیل
هست و ایران که از ایشون پرسیدن که به نظر
شما برای ثبات و امنیت در
منطقه برنامه هستهای اسرائیل خطرناکتره
یا برنامه هستهای جمهوری
اسلامی؟
۲۱د از جمهوریخواهان گفتند که فقط اسرائیل
باید تسکیات هستهای داشته باشه. ۵ از
دموکراتها گفتن فقط اسرائیل
باید تصیحات هستهای داشته باشه. مستقلها
۷ و به طور کلی ۱۰ از کسانی که پاسخ دادن
گفتن که اسرائیل فقط باید حق داشتن
سلاحهای هستهای داشته باشه. در مورد
ایران اینکه ایران فقط داشته باشه
جمهوریخواهها ۳د دموکراتها زیر صفر
مستقلها ۱د و به طور کلی یکد از مجموع
پاسخ دهندگان گفتن فقط ایران باید سلاح
هسته داشته باشه و به طور کلی
۶۳ از جمهوریخواهان گفتن هیچ کدوم از این
دو کشور نباید سلاح هستهای داشته باشن ۷۵
از دموکراتها گفتن هیچ کدوم از کشورهای
ایران و اسرائیل نباید سلاح هستهای داشته
باشن و ۷۰ از مستقلها و به طور کلی ۶۹ از
نظرسنجیها پاسخ دهندگان به نظرسنجی میگن
نه اسرائیل و نه ایران هیچ کدوم نباید
سلاح هستهای داشته باشن تا اینکه ثبات و
امنیت در منطقه تضمین بشه من در خدمت شما
هستم
ممنونم آقای خلجی من با کامل کامنت یکی از
دوستان شروع میکنم به نظرم اومد که کامنت
قابل تحملی بود نوشتن که بعد از اتفاقات
هفت اکتبر دیگه جامعه جهانی ایران رو با
این یعنی جمهوری اسلامی رو با این ساختار
نمیخواد یا باید با نظم جهانی سازگار بشه
یا باید برچیده بشه و خود این دوست در یه
کامنت دیگه نوشته که احتمال نمیده که
جمهوری اسلامی با نظم جهانی سازگار بشه
حالا شما اگر نظری دارید ما شما رو
میشنویم
منظور اگر منظور این دوست این هست که دنیا
یا کشورهای بزرگ یا کشوری منطقه خواهان
تغییر رژیم در ایران هستن نه به هیچ وجه
چنین چیزی نیست هیچ کدوم هیچ در آمریکا هم
هیچ موقع این این خواهان تغییر ن رژیم ن
حداقل در دولتهای اخیر از کلینتون بگیرید
به بعد حداقل هیچ کدام از این دولتها
خواهان تغییر رژیم نبودن
و تغییر رژیم در ایران خیلی موقعها به
عنوان یک تهدید به کار رفته ولی نه
کشورهای منطقه و نه حتی اسرائیل اسرائیلم
هیچ موقع دنبال تغییر رژیم نبوده بهخاطر
این اولاً قادر نیستن که رژیم رو تغییر
بدن یعنی تغییر رژیم در شرایط ممکنه مثل
انقلاب ایران یعنی مثلاً مردم انقلاب کنن
اونوقت درین شرایطی از کمکهای خارجی هم
میشه استفاده کرد ولی یک کشور خارجی
نمیتونه به راحتی انقلاب ایجاد بکنه کنه
در یه کشوری یا مگر اینکه حمله نظامی بکنه
مثل عراق و افغانستان و این کشورها و آقای
قیاسیس کامنت رو گذاشته بودن خودشون تشریف
آوردن بالا آقای خلجی اجازه بدین از
خودشون بشنویم آقای قیاسی سلام بفرمایید
سلام عرض خدمت شما آقای خلیجی بقیه دوستان
والا
منظورمو مشخصاً عرض کردم دیگه یعنی برداشت
من اینه که بعد از هفت اکتبر رژیم ایران
برای نظم جهانی دیگه قابل تحمل نیست. یعنی
حالا اون به قول
معروف شششی نگاه میکردن یا دیل کباش
میکردن. حالا همونجور که شما گفتین
احتمالاً هم برای لابیه قوی اسرائیل هم
اینکه در صورت اون بینظمی که داره ایجاد
میکنه برای جدید قابل قبول نیست و به نظر
من مجبورش میکنن به نظم جهانی تن درده.
حالا یا حمله نظامیه یا اینکه سیستم عوض
بشه اونجا. در هر صورت دیگه نمیتونه
اینجوری رفتار بکنه. حالا اون که شما
فرمودید که نمیتونن رژیمو عوض بکنن. نه
من اساساً با شما موافق میستم منتها
هزینهشو اهم و فل میکنن دیگه شاید هنوز
موقعش نرسیده باشه یا اینکه مردم ایران
بتونن این کاری کنن. روشش چی هستو من
نمیدونم ولی چیزی که برداشته من این هستش
که دیگه این قابل تحمل نیست این رژیم برای
نظم جهان. خب منم سلام عرض میکنم خدمت
شما. اگر روشو نمیدونید از کجا میگید
میتونن
چی فرمودی متوجه نشد اگر نمیدونید از چه
روشی میخوان حکومتو عوض کنن از کجا میگید
که میخوان عوض کنن؟
و من عرض کردم که رفتار رژیم باید عوض بشه
حالا یا باید رفتار آره رفتار آره رفتار
که اینا که گفتن چنج آ بیویر در حقیقت
رفتار جمهوری اسلامی خب داره عوض میشه
دیگه الان بسیار تغییر کرده به هر حال به
طور ناخواسته وقتی که گروهها نیروهای
خودشو در منطقه از دست داده و گروههای
نیابتیش بسیار آسیب دیدن وض اقتصاد خرابه
خب الان داره مذاکره میکنه و به چیزی
داره تن میده که ناخ خواستهست براش.
بنابراین الان در پی همین هستن که رفتار
ایرانو عوض کنن. اما تغییر رژیم یک در
حقیقت چیزی ناممکنه. یعنی اینکه شما
آمریکا یا اسرائیل ناممکن برای من خیلی
جالبه. خب عرض میکنم اجازه بدین عرض
میکنیم. اولاً تغییر رژیم به دو صورت
ممکنه دیگه وقتی میگید تغییر رژیم. یکی
اینکه انقلاب بشه در ایران و یکی اینکه
حمله نظامی بشه. همونطور که عرض کردم در
منطقه حمله نظامی به نفع هیچکس نیست و به
نفع آمریکا هم نیست و همچین چیزی
هیچکدومشون نمیخوان و هیچ موقع هم به
اصطلاح دنبالش نیستن. بنابراین حمله نظامی
به ایران منتفیه اونم برای تغییر یعنی
حمله نظامی که ما میگیم نه اینکه فقط حمله
کنن به تسط اصلی یا نه یعنی سربازای
آمریکایی پاشونو بذارن روی خاک ایران تنها
در این صورته یعنی اگر فقط به تسط هستهای
هم حمله بکنن به هیچ وجه تغییر رژیم رخ
نمیده زمانی تغییر رژیم رخ میده که درست
مثل عراق نیرو پیاده بشه در ایران و این
همچین چیزی امکان نداره ایران از نظر
جغرافیایی از نظر ژئوپولیتیک امکان اینه
که شما حمله حمله بکنید بهش و حکومتو
بندازید نبوده خب تجربه ۸ سال جنگ نشون
داد دیگه بالاتر از این که نمیشه تصور
کرد صدام حسین هفته اول قول داده بود که
ما در عرض ۱۵ روز میریم در تهران و نتونست
از یک
مقدار خاکهای مرزی ایران فراتر بره
بنابراین اشغال ایران به هیچ وجه ممکن
نیست و تغییر رژیم از طریق اشغال ممکن
نیست از نظر انقلاب هم همونطور که من
قبلاًهم توضیح دادم فعلاً که تا اطلاع
ثانوی انقلابی در کار نیست و هیچ در تاریخ
انقلابها هم هیچ حکومتی از خارج نتونسته
انقلاب ایجاد کنه انقلاب در داخل به وجود
میاد اونوقت حکومتها میتونن حالا به طرق
مختلف چیز کنن استفاده کنن من چیزی در
جامعه ایران به نام انقلاب حتی جنبش هم
نمیبینم و اون چیزی که میبینم با همه
تصاویر رسانهایست که خب با واقعیت تفاوت
داره
من فقط کوتاه بگم جناب خلیجی من فکر کنم
امروزی که شما میفرمایید با شما
موافقم
ولی اساساً اینکه شما بخواین منطقی ثابت
کنید که یک کشوری مثل امریکا که ابرقدرت
باشه توان اینکه بخواد یک رژیمیو بذاره
کنار اگر بخواد نداره اجازه بده تو مخالف
باشه تشکر
بله شما مهندس هستین منم تحلیلگر سیاسی
میتونیم با هم مخالف بشیم
بله آقای سیاوش سلام بفرمایید ما شما درود
درود بر شما خان آقای خلجی گرامی و آقای
قیاس ارادت به دوستان دیگه آقای خلیجی منم
توی آمریکا هستم دانشگاهیان هستم شما توی
اندیشکده هستین اینا بذارید یواش یواش با
همدیگه بریم
جلو ببینین مسئله اصلی الان برای جمهوری
اسلامی
تضمینه. تضمینی
که از آمریکا
میخواد که بتونه به این
توافقنامه عمل بکنه. تا اینجا موافقین؟
بله قطعاً. بله بله بله. خب حالا در
آمریکا شما بهتر
میدونین که رئیس جمهور فقط میتونه
توافقنامه بنویسه مثل
اوباما و در این فقط اجرایی میشه امپلیمنت
میشه در زمان
خودش اگر چنانچه به تصویب به تأیید کنگره
نرسیده باشه که میشه معاهده تا اینجا قبول
دارین؟
بله
بله خب جوی که الان در آمریکا وجود داره
مثل آقای گرام آقای کروز آقای روبیو که
اینا سابقه زیادی در مجلس سنا آمریکا
داشتن یک قرارداد جامعه هست قراردادی که
دسمنتل بشه توجه کردین هیچ برچیده بشه همه
چیزا جوم شما ببینید تو اندیشکدهم حتماً
در این مورد صحبت
شده. بنابراین این مورد قبول جمهوری
اسلامی مسلم
نیست. بنابراین هیچ چیزی از کنگره نخواهد
گذشت. یعنی اگر آقای ترامپ بخواد یه توافق
موقت مثل اوباما بکنه یا به شکل دیگه شکل
تجاری یا
بازرگانی مورد قبول کنگره نخواهد بود.
یعنی نمیتونه ببره در کنگره چون هم
دموکراتا و هم جمهوریخواهها و هم
ترامپیستا مخالف این هستن.
چرا؟ برای اینکه خب وابسته به اسرائیلن
دیگه. خب تو میدونید که به هر حال یکی در
میان از
سناتورا جهودن،
اسرائیلین و از اونجا از ایپک کمک میگیرن
برای انتخابات.
همه مسائل که شما میدونین علاوه بر
اون اسرائیلم نمیخواد که یه قرارداد
موقتی
باشه. خب تا اینجام قبوله دیگه حتماً قبول
دارین؟
و درسته بله بفرمایید بفرمایید حالا من به
نظرم میگم بفرمایید شما نه میخوام با
همدیگه بریم جلو خب آخه ممکنه که من یه
شکل دیگه رو فکر بکنم شما بفرمایید آره
بعد شما شکل خودتونیو بگین ببینین من
موافقت دارم یا نه بله بله پس
بنابراین این قراردادی که موقتی که آقای
ترامپ با به دلیل بویرش حالا اینطوری بگیم
سابقه
بیهیویرش داره میخواد میخواد انجام
بده همچین چیزی برای ایران امکان نداره که
مورد قبولش باشه فکر نکنم مورد قبول ایران
باشه و مورد قبول اسرائیلم نیست مورد قبول
اسرائیل نیست به این منظوره که در
انتخابات به قول معروف در
جریان سنا و
کنگره اسرائیل مخالف آقای ترامپ خواهد به
قول معروف در آمریکا تبلیغ کرد و چیز کرد
یعنی شکل مجلس و رپرزنتاتیو و کنگره عوض
خواهد شد به دلیل ایپک و قدرتی که اسرائیل
داره بنابراین من فکر نمیکنم با توجه به
اطلاعات من فکر نمیکنم که این قرارداد
بتونه به این صورت انجام بشه به دلیل
اینکه برای ایران نمیتونه تضمین باشه اون
تضمینی هم که ایران میخواد برای کنگره
آمریکا امکان نداره که بتونه موافقت با
ترامپ موافقت
بکنه به نظر من اینطوری میرسه در ضمن
همون طوری که آقای ریاض گفت راجع به ترامپ
اصلاً ترامپ
که آمار قبول نداره اصلاً نظرسنجی براش
مطرح نیست اونطور
یه کار دیگه داره میکنه، یه کارکانتلیستی
داره میکنه بر علیه گلوبالیستا داره
انجام میده و امیدواره که تو این مسئله
موفق بشه از این طریق بتونه قدرت بگیره.
شما میخوام ببینم که چهجوری تنها موردی
که ترامپ در این مورد داره قدرتی که در
این مورد داره همون ۷۲
میلیون وایت هستن که دیگه بقیهشم خودتون
میدونین وایت هستن که پیرو
ترامپن که توی جنوری هم شرکت میکنن
بعداًهم ممکنه اعتراضات خیابانی بکنن
بعداًهم میتونن در مقابل مجلس وایستن فقط
تنها قدرتی که ترامپ داره همین هست
وگرنه این ۷۲ میلیون هم موافق اسرائیلن
مخالف اسرائیل نیستن اونایی که مخالف
اسرائیل نزسن یا نشون میده تو میرلند یا
تو جاهای دیگه حالا نمیدونم که این مؤسسه
مرلند شاید اعتبار داره چون خودتون
میدونین نظرسنجیهای خیلی معتبری توی
آمریکا وجود داره که اونها خیلی دقیق با
۳ یا ۲ اختلاف دقیقاً درست
میگن و این مردمی که در نظرسنجی شرکت
میکنن همونایی هستن که تو
دانشگاه اعتراض کردن اگه از او گرفته باشن
سؤال گرفته باشن ولی از اون ۷۲ میلیون اگه
نظر بخوان من فکر میکنم
۹۰شون با جنگ موافقن یعنی با با اسرائیل
موافقت. نه اسرائیل فرق میکنه با جنگ.
شما جایی دیدید که نشون بده ۹۰
آمریکاییها با جنگ موافقن؟ همچین چیزی نه
همچین چیزی وجود نداره. حالا اجازه بدین
من بله متوجه شدم. اجازه بدین من پاسخ بدم
به خاطر اینکه زمانمون تنگ هست متوجه
منظورتون شدم ببینید مسئله خیلی پیچیدهتر
از این حرفا هست مثلاً اینکه هواداری
اسرائیل هواداری از اسرائیل با هواداری از
جنگ د تا چیز کاملاً متفاوتن. یک چیزی که
بین ریپابلیکنها و دموکراتها مشترکه
اینه که آمریکا دیگه نباید وارد هیچگونه
جنگی در خاورمیانه بشه. اینا هم اون
چیزیست که به اصطلاح اوباما رو با ترامپ
مشترک میکنه اگر تنها چیزی بخوایم دنبالش
باشیم این هست. بنابراین ببخشیدم اینجا
فقط یه نکته بگم برای توجه شما ببین
آمریکا وارد جنگ نمیشه ولی وقتی اسرائیل
وارد جنگ شد آمریکا وارد جنگ میشه بله بله
متوجم اجازه بدین من پاسخ بدم متوج
بنابراین این میشه جنگ دیگه یعنی اسرائیل
اگر بخواد به جنگه با آمر ایران حمله
نظامی بکنه باید از قبل به آمریکا بگه و
آمریکا آماده حمله نظامی باشه خب چون چیزی
اتفاق نخواهد افتاد به دلیل اینکه که
وضعیت اقتصاد در آمریکا اجازه نمیده،
سیاستهای دو طرف اجازه نمیده و همین طور
منافع آمریکا در منطقه اجازه میده. یعنی
اگر شما بخواین به ایران حمله بکنین،
ایران ممکنه که نتونه از تأسیسات هستهیش
دفاع بکنه ولی با همون به اصطلاح تسلیحات
متعارف میتونه بسیاری از نقطهها رو،
پایگاههای آمریکاییا رو از آذربایجان
گرفته. تا بحرین هدف حمله قرار بوده یعنی
قرار بشه به اونجا برسیم و اون یه
آتیشبازیه که ممکنه که دامن خیلی از
کشورها و حتی خود اسرائیلو بگیره ما حالا
اگر به اونجا برسه یه حرج و مرج عجیب
غریبی به وجود میاد و به هیچ وجه قابل
کنترل نیست این چیزی نیست که عربستان
بخواد حتی
تندروترین ترامپیستها یا ریپابلیکنها به
هیچ وجه نمیخوان که منطقه منطقه خاورمیانه
به
یک به اصطلاح آتشکدهای منجر باشه که شما
نمیدونین به کجا خواهد انجام. بنابراین
مسئله جنگ جدایی از این مسئله. تهدید
نظامی همیشه بوده به قول خودشون
میگن گزینه نظامی همیشه روی میز هست ولی
در
عمل چنین چیزی ساده نیست و امکان نداره و
تجربه هم ما در ایران تجربه جنگو داشتیم
هم آمریکاییا تجربه دوران بوش رو داشتن و
اصلاً چیزی نیست که برگردونیم مثلاً این
یک نکته نکته بعد اینکه میگین که میخوان
تضمین بشه این مسئله دو طرفهست یعنی اینکه
هم ایران خیلی نگران این مسئلهست و خواهان
این هست که راهی اصلاً یکی از یعنی مشکل
اول اینه در مذاکرات مسئله اول اینه که خب
آقا ما حالا سر هرچی مذاکره کردیم چه
تضمینی هست که این مذاکرات به اصطلاح در
عمل به نتیجهای بیانجامه که اجرای او
کاملاً مستقل از دولتها باشه؟ من در
زمانی که برجام امضا شد همون موقع من گفتم
تو تلویزیون بیبی سی و خیلی از ایرانیها
طبق معمول خیلی نپسندیدن گفتم این برجام
نخواهد پایید به دلیل اینکه همین نکته که
شما گفتید اوباما یک طرفه این کارو کرده و
گروههای دیگه هستن در یعنی بازیگرهای
دیگری هستن مثل عربستان مثل اسرائیل مثل
به
اصطلاح بسیاری از محافظه کاران در آمریکا
که در بازی بازی گرفته نشدن و این اجرا در
یک جایی این به مشکل برخواهد خورد که این
اتفاق افتاد. ایرانیها بسیار نگران این
مسئله هستند که ترامپ تا
کجا متعهد خواهد بود به این توافق و بعد
از ترامپ چه خواهد شد. ولی از این طرف هم
میدونن که ترامپ با وجود
اینکه یک آدمیست که نمیشه به قولش چندان
اعتماد
کرد یگانه فرصتیست که دارن برای توافق
یعنی اینها نتونستن با دموکراتها نتونستن
با آقای بایدن به توافق برسه مذاکره بکنن
و در حقیقت ترامپ یک شمشیر لبهست یعنی
از یک طرف همین حالت بیزنسیش دلالیش و
غیرمتعارف بودنشو رو غافلگیر کنندهش
میتونه خیلی شرایط
فرصتهای فرصتهایی رو به وجود بیاره که
عمدتاً در عرف واشنگتن این شکلی به وجود
نمیاد و از اون طرفم میتونه خطری باشه.
منتها این مسئله فقط این طرف نیست.
آمریکاییها هم خواهان تضمین هستند در
ایران اگر حتی اگر آیتالله خامنهای به
توافق متعهد باشه چه اگر آقای خامنهای
بمیره چه خواهد شد؟ یعنی ما نمیدونیم که
اگر آقای خامنهای بمیره برنامه هسته
ایران دست کی خواهد افتاد. سیاستهای اصلی
منطقهای به دست چه تصمیمگیرانی تعیین
خواهد شد؟ در نتیجه این بیعتمادی و این
ناپایداری از دو طرف هست و هر دو طرف
نیازمند این هستن. یعنی در وحله گام اول
اینه که ما چهجور به نتیجه به این مذاکرات
اعتماد کنیم و ولی این بیاعتمادی از دو
طرف هست و بسیار هم شکننده است. همون طور
که شما گفتید کاملاً درسته ولی این باعث
نمیشه که حداقل از یک توافق حداقلی
مینیمال و موقت جلوگیری کنه یعنی ممکن هست
که یک توافق حتی یکی دو ساله هم انجام بشه
تا اینکه حالا تو این یکی دو سال فکر کنن
به اینکه گامهای بعدی چه خواهد شد ولی
احتمال توافق موقت
و مینیمال حداقلی وجود داره به دلیل اینکه
گزینه دیگه یه غیر از توافق جنگه نه ایران
نه کشورهای عربی نه آمریکا نه اروپا نه
روسیه نه چین هیچ کدام از اینها دنبال
گزینه جنگ رو نمیپسندن ممنونم از شما
ممنونم آقای خلجی
بله خیلی
ممنون آقای غفاری ما شما رو میشنویم
بله صدای منو دارین حتماً من اولین بارم
درش بله ما صدای
شما آقای خلجی من حدود یک سالی هست که هر
شاید
۱۰د سخنان شما رو مصاحبههای شما رو و
گفتوگوهای شما رو دارم گوش میدم خیلی
استفاده میکنم واقعا از شما ممنون هستم
اینجا خودمو اعلام بکنم منم سلام و احترام
نکته خواهش میکنم نکته اول اینکه من فکر
بکنم د تا رژیم در منطقه هستن که نگاه
تاریخی دارن به سیاست این دو تا یعنی یک
نگاه غیر واقعی میدونید که به هر حال
تاریخ روایت هست داستان
هست و فکت نیست در واقع با گذشته متفاوت
هست که خود شماهم فرمودین یکی جمهوری
اسلامی هست یکی اسرائیل هست اسرائیل
سرزمین موعود و کنعان و به هر حال سلیمان
و داوود و اینا و تو ایران هم نگاه تاریخی
آخر زمانی مهدی موعود و فلان و اینا این
دو تا نگاه
ایدئولوژیک گاهاً فکتها رو در هم کوبیده.
اجازه به قول
معروف منافع ملی رو زیر تحت شعاع
قرار لذا اینجا چرا چه فرقی بین اسرائیل و
ایران هست؟ اینه که اسرائیل زورش رو داره
غرب پشتش وایساده میتونه خیلی کارها رو
انجام میده ولی ایران زورشو نداره که
زورشو میزنه تا آخرشم زورشو میزنه ولی
دعایهم عقبنشینی میکنه در حجابهم دیدیم
در ویدیو دیدیم در ماهواره دیدیم در همه
اینا من از اینجا میخوام یه نکتهای رو
خدمتتون عرض بکنم اونم استحالهست ما نیاز
داریم که صلح و امنیت برقرار بشه تا به از
طریق همین استحالهای که به شکل خطی یا
نموداری اری حالا من به هر حال فیوفیازیا
دارم به شکل نموداری دارم عرض میکنم این
استحاله با این در سایه صلح و امنیت پیش
بره
و نمیشه گفت چنج رژیم در واقع میشه
گفت حل شدن اراده حاکمیت در اراده ملت ملت
یواش یواش اراده خودش رو بر حاکمیت تحمیل
بکنه و این استحاله به مرور تغییراتی رو
در کشور به وجود بیاره که د تا حالا مشکل
به وجود میاد یکی که جنگه رخ نده یکی
اینکه شورشهای کور رخ نده حالا این یه
نکته نکته دوم اینه که ما چرا باید فرض
کنیم که جمهوری
اسلامی به ضرر غرب هست نه من فکر میکنم
جمهوری اسلامی تا حالاهم در جهت منافع
اسرائیل کار کرده در جهت منافع غرب کار
کرده خیلی و نیازی هم ندارن که اینا رژیم
رو چنج بکنن اگر فکر میکنم اگر نیاز به
رژیم چنج بود خیلی وقت پیش این کارو انجام
میدادن و شما میگین که نمیتونن حالا من
اینو قانع نشدم حالا شاید بعداً قانع بشم
نکته سومی که میخواستم عرض کنم هم نظر
شما رو بگم اینه که ترامپ فکر میکنم از
دایره
امپریالیسم غربی خارجه یعنی ترامپ یک چیز
روانشناختیه یک چیزی نیست که بر اساس
اصولی که بایدن و اوباما و اینا که تو اون
کنگره و سنا اینا بر اساس یکی پشت پرده
یک داستان دراز مدتی رو یک طرح دراز مدتی
رو اینا پیگیر هستند پیش نمیره این ایش
ایشون یک بر اساس مسائل روانشناختی داره
پیش میره بر اساس چیزهایی که اکتایک خودش
قبول داره حالا بیزینس من هست نمیخوام
خیلی وقتتونو بگیرم خیلی از اینکه وقتم
گرفتم میخواستم نظر شما رو در متشکرم از
شما خیلی ممنونم از نظر لطفتون و
نکتههایی که گفتید در مورد که کش آمریکا
یا کشورهای دیگه می میخوان تغ میتونن
رژیمو تغییر بدن که آقای قیاسم فرمودن. پس
اجازه بدین که یک جلسه دیگهای صحبت بکنیم
که من بتونم استدلالهام رو روشنتر بگم.
وقت دوستان میتونن بیشتر کمک بکنن به من
ببینم که این استدلالها چقدر میتونن
معتبر باشن راجع به توانایی
کشورهای غربی یا کشورهای دیگه برای تغییر
رژیم در ایران. نکته دوم که گفتید بله از
به یک معنا درسته یعنی کهه اینکه میگید
وجود جمهوری اسلامی به نفع کشورهای غربی
یا حالا آمریکا و اسرائیل بوده از یک
جهاتی درسته یعنی اساساً انقلاب ایران یکی
از دلالی که اتفاق افتاد این بود که
محمدرضا شاه پهلوی تبدیل شده بود به یک
چالشی برای اروپا دیگه میگفت ما به این
چشم آبیا نفت نمیفروشیم به هر حال داشت
سرکشی چی میکرد و نمیخواست خیلی به اونا
آوانتاژ بده و در نتیجه یکی از دلایلی که
انقلاب ایران رخ داد این بود که آمریکا و
اروپا پشت محمدرضا شاه پهلوی رو خالی کردن
انقلا در جنگ ایران و عراق بسیار به نفع
اسرائیل بود به خاطر اینکه اسرائیل دو د
تا کشور بودن در منطقه که ضد
اسرائیلیترین کشور بودن یکی عراق صدام
حسین خودش رو رهبر مقاومت و رهبر مبارزه
با اسرائیل میدونست و از اون طرف هم
جمهوری اسلامی که میخواست از راه کربلا
قدس رو فتح بکنه. اینکه این د تا دشمن
اسرائیل به جون هم بیفتن خب
یک هدیه بسیار بزرگی بود به اسرائیل.
اسرائیل یه مدتی اسلحه به ایران فروخت بعد
یه مدتی هم اسلحه به عراق فروخت و ایران و
اسرائیل به شدت توانایی نظامیشون تضعیف شد
و کشور آمریکا هم از هیچ مشکلی با این جنگ
ایران و عراق نداشت یعنی یک بسیار سود
میبرد از این جهت منتها از اون طرف هم
میگن که یعنی میگن که آمریکاییا به
ایرانها ایرانیها هم خیلی به اصطلاح خدمت
کردن یکی
اینکه ایران در قضیه
حمله آمریکا یعنی نیروهای ائتلاف به رهبری
آمریکا به افغانستان بعد از ۱۱ سپتامبر از
همکاریهای امنیتی بسیار سطح بالایی کرد و
بدون همکاریهای امنیتی ایران
موفقیت نیروهای ائتلاف در افغانستان با
مشکلات بسیاری مواجه میشد و بعد هم در
عراق در عراق هم باز این همکاری رو کردن و
بعد عربها خیلی خب از آمریکا خیلی شاکی
بودن و تا یه حدودی هم هستن که آمریکا د
تا حمله نظامی کرده به خاورمیانه یکی
افغانستان و یکی هم عراق و این هر دو دشمن
ایران بودن یعنی د تا دشمن اصلی ایران در
منطقه یکی طالبان اون زمان بود و یکی هم
عراق صدام و عربها و در نتیجه آمریکا
قشنگ پا شد اومد اینجا و در حقیقت سه تا
حالا اگر
جنگ خلیج یا اون اون جنگی که آمریکا کرد
با عراق برای بیرون راندنش از کویت اگه
اونم اضافه کنیم باش سه تا حضور نظامی
آمریکا در منطقه همه به نفع ایران بوده و
ایران دشمنان ایران تأثیف شدن یکی از یکی
از عوامل مهمی که ایران تونست به اصطلاح
بعد از
جنگ به اصطلاح وارفرشو یعنی دکترین نظامیش
رو عوض بکنه و اسیمتریک وارفر رو یعنی در
حقیقت جنگهای نامتقارن رو
جایگزین به اصطلاح دکترین کانشنالش بکنه
در حقیقت همین بود و تونست تبدیل بشه به
یه قدرت منطقهای اگر جنگ عراق رخ نداده
بود ایران عراق رخ نداده بود یا جنگ
افغانستان اتفاق نیفتاده بود ایران
نمیتونست یه قدرت منطقهای بشه به هر حال
همه اینا هست یعنی هیچ چیزی در یک طرفه
نیست یعنی علاوه بر اینکه تهدید بودن
ایران و آمریکا ایران و اسرائیل برای
همدیگه در عین حال یه جاهایی هم برا
همدیگه فرصت بودن و استفاده کردن از منتها
یک جانبه نباید نکته اولی که فرمودید من
فراموش کردم چی بود نکته اول اون
امپریالیسمی که ترامپ ازش خارج شده نه این
نکته سومتون بود نکته اول چی بود نکته اول
که صلح امنیت نیاز داریم به استحاله یعنی
استحاله آها ببینید راجع به آره راجع به
شکل بین اسرائیل و آمریکا بین اسرائیل و
ایران از خیلی جاها شباهت وجود داره ولی
تفاوتشو نباید نادیده بگیرید یعنی نوع
نظام سیاسی در اسرائیل یعنی نکتههایی که
گفتین شما درستهها که اینا ایدئولوژیکو
میبینن و تاریخی از تاریخ ایدئولوژی
ساختن هر دوشون ولی اینا درسته منتها نوع
نظام سیاسی در اسرائیل فرق میکنه با نوع
نظام سیاسی در ایران ما در اسرائیل یک
دموکراسی داریم در دموکراسیها ممکنه مثل
آمریکا یک آدمهای حتی فاشیستم
بیان قدرتو به دست بگیرن ولی نظام
دموکراتیکه یعنی شما میتونید از با شیوه
دموکراتیک رئیس جمهور یا نخستوزی رو عوض
بکنید در همین اسرائیل ما بگین رو داشتیم
ما اسحاق راوین رو داشتیم کسانی که طرفدار
صلح بودن حتی شیمون پرزو داشتیم و اینا خب
با نتانیاهو زمین تا آسمون فرق میکنن و
نتانیاهو با حکوم با دولت اسرائیل یکی
نیست یعنی اینکه شما میتونید تصور کنید
که دولت اسرائیل وجود داشته باشه ولی
نتانیاهو کنار رفته باشه در ایران چنین
نیست در ایران آقای خامنهای با حکومت یکه
یا هر کس که جای آقای خامنهای بیاد و
حکومت ایران یه حکومت توتالیتره و
حکومتهای توتلیتر درشون امکان به اصطلاح
موفقیت روندهای دموکراتیک به حداقل ممکن
میرسه. حالا این رو هم باز بگذار یه جلسه
دیگه صحبت بکنیم راجع به دولت اسرائیل
اصلاً چیه؟ ساختارش چیه و چه تفاوتی داره
با دولتهای دیگه در در خاورمیانه و
مخصوصاً با جمهوری اسلامی؟
آقای جیسون رو به عنوان آخرین بله شرکت
کننده میشه بفرمایید شما
متشکرم توی این زمینه که راجع بهش داریم
صحبت میکنیم و
کلاً تمام مسائلی که بعد از انتخابات آخر
آمریکا پیش اومده تو دنیا من همش به این
فکر میکنم
که از جای پایگاه اپوزیسیون ترامپ که نگاه
میکنی به شرایط قضیه رو جور دیگهای میبینی
که
انگار بقیه دنیا اونو جوری میبینن
که دنیا شکلی بوده که قبل از انتخابات رخ
داده و انگار مثلا این کارایی که
اتفاقاهای که تو نیم سال یا چند ماه اخیر
رخ داده رخ نداده مثلاً
اینکه
الان احساس میکنم که اون مدلی که ما
ایرانو
و به این تقسیم میکردیم که مثلاً روسفیل
بودن طرفدار روسیه بودن یه طرفدار مثلا
نزدیکی به آمریکا بودن الان مله برجام توی
همه اون داینامیکها اون داینامیکها به هم
خورده یا
اینکه
توان ایران برای برهم زدن مثلا چیزی که
بهش نظم جهانی میگفتن الان ترامپ شده
عامل اصلی برهم زدن نظم
جهانی و یک عالم داینامیکهای دیگه حالا
حالا راجع به مسئله ایران چطور من اینو من
فکر میکنم اینه که وقتی به این معامله
فکر میکنیم میخوام ببینم که آیا اینجوری
نگاه کردن من درسته یا حداقل بخشی این
داینامیک تحت تحصیل قرار میده این
مذاکراتو چون که کل صحبت بحث ترامپ
پروپگندا هستش و بحثش به رسیدن به معامله
هستش یک جایی هستش که
جدای واقعیات روی پارتیک این قضیه هست مثل
مثلاً
وقتی میگفت غزه رو یه هتل میسازیم خب اون
جدایی از واقعیات اون قضیه بود و واقعیات
مثل جاذبه بعدش میخور تو سر آدم که خب
باید تو دنیای واقعی عمل بکنی و ببینی
میتونی این کارو بکنی یا نه و ما وقتی که
این معامله رو میسنجیم بر اساس مثلا
مسائلی که برجام های قبلی یا معادلات
معاملات قبلی حکم میکرد و دوباره اونها رو
مثلاً میایم دوباره باز این تحلیلات
بیاریم توی مسائل امروز ما داریم اشتباه
رو
میکنیم سیاست آمریکا الان سیاست درباریه
یعنی
اینکه ما که تو اپوزیسیون هستیم اینو
میدونستیم ولی شاید نتانیاهو چند روزه
فهمیده
اینو و این
لگ برای همه آدما وجود داره و کسی که
انگشت پاداشها رو
ببوسه
میتونه مثلا نام خلیج فارسو نگه داره
وگرنه عوضش میکنه
فکر نمیدونم درست تونستم این داینامیک
جدیدی که اونجوری که باید آمریکا رو دید
توصیف بکنم ولی آیا اینو به هم میزن ما
الان مثلاً نقش چینو تو ایران باید جور
دیگها ببینیم حالا که نقش آمریکا رو مثلا
توی اوکراین متفاوت میبینیم
و گرد تقریبا موادش مثل روسیه آیا
باید از این جهت جدید ببینیم این مسئله رو
چون ببینید مثلا الان شما صحبت صحبت از
تضمین امنیتی میکنید راجع به ایران بعد به
اینا فکر میکنید که الان
اسرائیل بتونه تهدید بکنه نظام ایران رو
ولی به این فکر نمیکنیم از این صحبت
نمیکنیم
که تضمینهای امنیتی داخلی و پروپگندا
همونجور که میگفتم بحث
ترامپگنداش
هستش در داخل توی این معاملات میبینیم که
چطور ابزار سرکوب خودشو حالا چه ابزار
سرکوب واقعی چه ابزار سرکوب نظارت امنیتی
مثل یکی دیگه از اتفاقهایی که در سال آخر
اخیر افتاده این بوده که استفاده از ابزار
هوش مصنوعی برای اینکه بفهمن کی حجاب داره
کی حجاب نداره یا تو چین کی چیکار میکنه
یا توی جاهایی که دوربین هستش و فقط ما تو
آمریکا از این یه خورده موضوع عقب موندیم
ولی تو بقیه دنیا این جریان هم
امروز در بحث هست که وقتی ما صحبت میکنیم
اون این موضوعاتو نمیاریم توی بحث و
منافعی هم هستش که
بتونه دولت
ایران به دست بیاره توی
این معامله سعی داشتم سعی میکردم در قالب
یه سؤال مطرح بکنم این فکرامو ولی دیگه
همه فکرامو گفتم گفتم شاید نظری داشته
باشین توی این زمین مرسی بسیار ممنونم از
شما من اگر درست متوجه شده باشم صحبتهای
شما
رو یکی راجع به نقش حالا هوش مصنوعی یا به
طور گستردهتر تکنولوژی دیجیتال در سیاست
ایران یا روابط بینالملل صحبت کردین که
من بارها و بارها راجع بهش صحبت کردم ولی
در آینده هم بیشتر صحبت خواهم کرد یعنی
این نکتهایست که اگر به عنوان یک پارامتر
جدید یا یک عامل جدیدی که همه چیزو تغییر
میده بله یک انقلاب ما بعد از تکنولوژی
دیجیتال و بعد از هوش مصنوعی ما یک انقلاب
و بلکه که یک مجموعهای از انقلابها در
روابط بینالملل و در ساز وکار حکومتهای
مختلف داریم. یعنی حکومتهای اقتدارگیرا
به یک نحو، حکومتهای دموکراتیک به یک نحو
یه انقلابهایی رخ داده درشون و باید
حتماً ما نمیتونیم به هیچ وجه هیچ بحث
سیاسی بکنیم یا وضعیت تحلیل بکنیم بدون در
نظر گرفتن این تکنولوژی. این یک طرف نکته
بعدم که شما فرمودید راجع به کشورهای دیگه
همه چیز تغییر پیدا کرده و همه چیز تغییر
پیدا میکنه یعنی روسیه قبل از جنگ
اوکراین یه نوع رابطه داره با ایران یه
نوع رابطه داره با کشورهای عربی منطقه یه
نوع رابطه داره با اسرائیل یه نوع رابطه
داره با آمریکا و روسیه بعد از جنگ
اوکراین یه یک نوع روابط دیگهای داره
ببینید اون چیزی که میگیم نظم جهانی توجه
داشته باشین که نظم جهانی که الان ما
میگیم یعنی ورد اردر فرق میکنه با ورد
اردری که شما زمان جنگ سرد میگفتید. در
جنگ سرد د تا قطب داشت دنیا. یک قطب بلوک
شرق بود، یکی هم بلوک غرب بود، یکی به
رهبری آمریکا، یکی به رهبری اتحاد جماهیر
شوربا شوروی و این دو قطب نظم جهانی رو
تعیین میکردن. یعنی به صورت پازیتیو به
صورت ایجابی تعیین میکردن. یعنی شما در
هر جای دنیا که بودید یا باید به این سمت
تعلق میداشتید یا به اون سمت. این راه
سومی وجود نداشت. محمدرضا شاه پهلوی یا
باید میرفت در دامان اتحادیه جماهیر
شوروی یا باید میرفت در دامان آمریکا و
از پشتیبانی آمریکا برخوردار بود. راه
سومی وجود نداشت برای هیچ کشوری ولی بعد
از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ما نظم
جهانی به طور به صورت نگتیو تعیین میشه.
یعنی چی؟ یعنی مثلاً فرض بکنید که چین یهو
قدرت میگیره. این قدرت گرفتن چین به این
معنا نیست که میتونه چیزا رو تعیین بکنه
بلکه میتونه اون نظم سابقو از بین ببره
یا ترامپ میاد ترامپ نمیتونه نظمی رو
درست بکنه بلکه میتونه نظم سابقو از بین
ببره یعنی نمیتونه همه چیو کنترل بکنه
بنابراین اگرم به آمریکا به شکل ی
پرور نگاه میکنید باید در نظر داشته
باشید که چیزش قدرتش منفیه در مورد جمهوری
اسلامی هم همین طوره مثلاً آقای خامنهای
یا جمهوری اسلامی در منطقه نمیتونه قدرت
مثبت داشته باشه بلکه که میتونه تهدید
باشه. اینا خیلی تفاوت میکنه در حقیقت.
بنابراین نظم جهانی رم به این شکل باید
فهمی و طبیعتاً بله روابط ایران با همون
طور که با عربستان سعودی چار پ سال پیش
اینا رفتن از دیوار سفرت رفتن بالا. آقای
خامنهای همین زمان رئیسی بود. آقای
خامنهای سخنرانی کرد علیه عربستان سعودی
گفت یه حکومت عقبمبونده قبیلهای و اسم
گفت عربستان سعودی یه حکومت قبیلهای عقب
و و دشنام داد به کسایی که با عربستان
رابطه دارن ولی
الان به اصطلاح وزیر سعودی میاد میره در
خونه آقای خامنهای باهاش دیدار میکنه
بنابراین روابط مدام در حال تحوله و کار
یه تحلیلگر سیاسی اینه که مدام تست
بکنه حدسها و گمراههاشو با اونچه که
میگذره. یه نکتهای هم در پایان بگم خدمت
شما که تحلیلگر سیاسی که من سعی میکنم
از این موضع حرف بزنم، تحلیل سیاسی به شما
یک قدرت پیشبینی میده منتها به مفهوم خاص
خودش. پیشبینی نه به مفهوم پیشگویی. یعنی
من اگر میگم که مثلاً در ایران انقلاب
نمیشه یا در ایران امکان تغییر رژیم نیست
یعنی بر اساس اونچه که ما الان میدونیم
درست مثل
هواشناسیه پیشبینیهای هواشناسی هم همیشه
درست درنمیاد دیگه خیلی موقعها میگن
بارون میاد بارون نمیاد میگن آفتاب آفتاب
نمیشه چرا بهخاطر اینه اون رو یعنی دیگه
علمیتر از هواشناسی که نداریم چون کاملاً
اون دیگه با ریاضی فیزیک و اینها سرکار
داره در درواشناسی هم وقتی شما پیشگویی
میکنید بر اساس اونچه که الان میدونید
ولی نمیگید که چنین چیزی که من میدونم
همه اون چیزی که باید دانست بنابراین
متغیرهای جدیدی باید بیاد ما از پشت پرده
خیلی چیزا خبر
نداریم من به عنوان تحلیلگر باید بتونم
بر اساس اونچه که اپن سورسه یعنی همه منو
وقتی که من با شما صحبت میکنم استدلال
میکنم نمیتونم بگم که من میدونم الان
آقای خامنهای تا خونهش چی فکر میکنه یا
من میدونم تو واید هاوس چی میگذره ما بر
اساس اونچه که همهمون یعنی دیتاون مشترکه
و بر اساس اون دیتا داریم تحلیل میکنیم و
میگیم بر اساس اونچه که ما الان داریم از
دیتا چنین چیزی ما محتمل میدونیم یا چنین
چیزو محتمل نمیدونیم حالا دیتا مدام در
حال تغییرن یعنی اگر من به شما بگم که من
۱۰۰ هزار دلار سالی حقوق دارم درآمد دارم
شما میگید عجب مثلاً وضعش چقدر خوبه ولی
این فکته دیگه من به شما دروغ نگفتم این
فکته و شما با گفتن این فکت شما فکر کنید
من وضع من خوبه ولی اگه به شما نگم که یه
فکت دیگهای هم وجود داره و اونی که ۳۰۰
هزار دلار قرض دارم یعنی ورشکسته هستم شما
در حقیقت با یه فکت میتونید
نتایج نتیجه اشتباه بگیرید بنابراین
فکتها با همدیگه معنا میدن فکتها همواره
در حال کم شدن زیاد شدن تصحیح شدنن معنی
فکتها مدام عوض میشه فکت به خودی خودش هیچ
معنی نمیده توی کانتکست معنی میده کانتکست
عوض میشه فکتی ما عوض میشه بنابراین باید
در نظر داشته باشیم که ما همیشه با یک سری
متغیر سرکار داریم که این متغیرها باید
شما مدام اینا رو بسنجید. یعنی هر روز از
من الان امروز راجع به ترامپ حرف زدم یا
راجع به مسئله سفرش با خاوربینه حرف زدم
فردا نمیتونم بدون اینکه اخبارو بخونم
تحلیلای دیگه رو بخونم همین حرفا رو بزنم
باز فردا باید من اخبارو بخونم باید
تحلیلا دیگه رو بخونم و ببینم آیا اونچه
که امروز گفتم همچنان قابل دفاع هست یا نه
اگر آدم مسئولی باشم بنابراین نکتههایی
که شما گفتین به طور کلی این متغیرها
درسته ولی یک نکته آخر راجع به اپوزیسیون
که شما فرمودید
خب یه بخشی از اپوزیسیون خیلی راجع
به ترامپ خیلی توهم داشتن و راجع به
نتانیا هم توهم داشتن که امیدوارم توهمات
تا الان از بین رفته باشه ولی از اون طرف
اسرائیلیا هیچ موقع به آمریکا یعنی حتی
نتانیاهو هیچ موقع به آمریکاییا اعتماد
ندارن هیچ هیچ به هیچ رئیس جمهوری اعتماد
نمیکنن که بتونه مشکل اعراب و اسرائیل حل
بکنه اساساً بدشون میاد به الان هر رئیس
جمهوری که در آمریکا سر کار آمده هر رئیس
جمهوری سعی کرده که در مسئله عراق و
اسرائیل پادرمانی پا درمیان بشه و
میانجیگری بکنه و همه اونا بدون استثنا
شکست خوردن همشون شکست خوردن و این به این
معناست که اسرائیلیا خوششون نمیاد حتی
یعنی از آمریکا توقع حمایت دارن و ولی
وقتی بحث میانجیگری پیش میاد وقتی مسائل
صلح پیش میاد خیلی با آمریکاییا خوششون
نمیاد که دخالت بکنن حالا حالا میخواد
ترامپ باشه میخواد کلینتون باشه میخواد
جورج بوش باشه پدر
پسر ریگان همه اینها تمام رئیس جمهور
بیستثنا تلاش کردن برای میانجیگری و بی
استثنا شکست خوردن بنابراین
اون یعنی فکر نکنیم که نتانیاه هم دیشب به
دنیا اومده نه نتانیاه هم اون به اصطلاح
رابطه گرمی که با ترامپ داشت و داره در
پسش یک بدبینی بسیار عمیق هست و نگرانی در
مورد اینکه که آمریکا مبادا به سمتی بره
که با
سیاستهای دولتهای اسرائیلی در تضاد قرار
بگیره. سپاسگزارم از همه دوستان.
سپاسگزارم از خانم فروغ و آقای بابک و
امیدوارم که در روزهای آینده باز هم بتونم
وقت همصحبتی با شما رو داشته باشم. به
درود.
He.