سلام عرض میکنم خدمت دوستان گرامی. من
خیلی عذر میخوام بابت این تأخیری که به
خاطر نابلد بودن من به وجود اومد و یک
مشکل فنی بود در یوتیوب و من بلد نبودم
حلش کنم. در نتیجه مجبور شدم که دوباره از
اول یک لینک جدید بسازم و امیدوارم که
برای دوستان مشکل پیش نیومده باشه. اگر
اجازه بدید من این لینک رو
در سوشال مدیا بگذارم برای اینکه دوستانی
که با لینک قبل آمدن معطل
نشن و بعد بحث رو شروع میکنیم.
بله من از دوستان عذر میخوام.
بله بسیار عذر میخوام یه مقدار تمرکزم از
بین رفت برای بحث ولی بحثی رو که امروز
میخوایم آغاز بکنیم بحثیست که بسیار
پردامنه است و قطعاً باید
جلسات متفاوتی رو دربارش
بگذاریم و همون طور که میدونید بهانه
این صحبت در گذشت پاپ فرانسیس هست
و خب یک اتفاق بسیار مهمیست در دنیا
و این اتفاق فقط
اتفاق به اصطلاح مذهبی نیست بلکه یک اتفاق
سیاسی بینالمللی هم هست و پاپ
در به اصطلاح مسیحیت
بالاترین مقام دینی رو داره و
رهبری کاتولیکهای جهان به عهده اوست و در
بسیاری به همین دلیل در بسیاری از
وسائل اقتصادی اجتماعی فرهنگی و
سیاسی جامعه مسیحی کاتولیک در سراسر دنیا
نقش داره من ابتدا یک توضیحی بدم راجع به
اینکه
هاپ
واتیکان چی هستند
و چه تفاوتی
با روحانیت در اسلام داره؟ به عبارت دیگه
ما اگر تفاوت
بین کلیسا و یا روحانیت مسیحی رو با
روحانیت اسلام حالا چه شیعه چه سنی درک
نکنیم در حقیقت مسیحیتو درک نکردیم یعنی
یکی از مهمترین تفاوتهای مسیحیت با
اسلام در همین وجود نهاد کنیسا
و روحانیتش هست به عبارت دقیق اگر بخوایم
صحبت بکنیم ما در اسلام چیزی به نام
روحانیت نداریم ما در
اسلام در قرآن که به هیچ وجه هیچ اشارهای
به چنین چیزی نیست و انسانها در اسلام
برای دریافت و به اصطلاح دریافت پیام
خداوند و فهم او و عمل به او هیچ نیازی به
مقام ویژهای ندارن و همه میتونن قرآن رو
بخونن، درس بگیرن، مطالعه کنن و بر طبق
دیدگاه خودشون بهش عمل کنن. اما در طول
تاریخ به هر حال عالمان و به اصطلاح
تیپهای گونههای متعددی از اهل دانش به
وجود آمدن یا اهل دانش یا کسانی که اهل
دین بودن به اصطلاح بهتر اینه که بگیم اهل
دین که اینها به نحوی یه جایگاه اجتماعی
ممتازی پیدا
کردن عالم به اینها میگفتن یه عدهشون
فقیه بودن یه عدهشون قاضی بودن بودن یه
عدهشون محدث بودن یه عدهشون مفسر بودن یه
عدهشون متکلم بودن و اینها علاوه بر
اینکه در یک رشته خاصی که مربوط به علم
دین بود تخصص داشتن یک عده دیگه هم در
کنار اینا یا خود اینها در امور مذهبی هم
در اداره امور مذهبی نقش داشتن مثلاً در
تولید اوقاف در نماز جماعت خوندن نماز
جمعه خوندن در اجرای عقد در به اصطلاح حل
دعاوی قضایی و
در برگزاری آیینهای مذهبی مثل ازدواج و
طلاق و
نمیدونم خاک سپاری و اینها اما در اسلام
اینها هیچ کدوم جایگاه خاصی ندارن یعنی
عده خاصی نیستن که شرایط خاصی داشته باشن
و اینها همچین وظیفهای داشته باشن هر
کسی میتونه
این کارو بکنه در اسلام هر کسی میتونه
امام جماعت باشه هر کسی میتونه مراسم دینی
رو برگزار کنه هر کسی میتونه مفسر بشه
محدث بشه یه جای خاص یه نهاد خاصی هم وجود
نداره که جایگاه ویژه این افراد
باشه در اسلام
ما مسجد هم داریم اما مسجد هم باز یک
مفهوم یک نهاد کاملاً متفاوتیست از کلیسا
به دلیل اینکه از نظر اسلام همه جا مسجد و
همه میتونن غیر از کافران
یا انسانهایی که طهارت
ندارن وارد مسجد بشن ولی مسجد جایگاه خاصی
نیست و کاملاً متفاوته با کلیساست اما در
مسیحیت کلیسا یک به اصطلاح محل
عبادت فقط نیست بلکه در حقیقت
کلیسا یک جایگاه بسیار ویژهای داره و
در ایمان مسیحی نقش مهمی داره یعنی شما
اگر کلیسا رو نشناسین در حقیقت طرز ایمان
مسیحیت رو مسیحی رو نمیدونیم در حقیقت در
اگر
یهودیت برای قوم بنی اسرائیل اسرائیل بود
و دین یهودیت برای قوم بنی اسرائیل بود و
خدای اونها یهوه بود. کلیسا در حقیقت قوم
عهد جدید خداونده. یعنی
کلیسا در
حکم قوم خداوند هست.
منتها این قوم قوم عهد جدید به نژاد و به
تیره و توار وابسته نیست و هر کس میتونه
از راه ایمان به این کلیسا در حقیقت وارد
یکی عضوی بشه
از اعضای قوم خداوند
یه نکته خیلی مهم اینه
که کلیسا جامعه است یعنی کلیسا کامیونیتیه
در انگلیسی وقتی که ما میگیم کامیونیتی یا
کامونیکیت کرد کامینگ کردن یعنی مشارکت
کردن در چیز یعنی بودن در در حقیقت بودن
در یک جماعته متسفانه ما در فارسی کلمه
خیلی خوبی نداریم برای بیان کامیونیتی و
میدونید که کامیونیتی
اساس به اصطلاح خیلی از مفاهیم
مهم فلسفه سیاسی هست مفهوم کامیونیتی
مفهوم جامعه
و بعد شما از راه از طریق ایمان به کلیسا
و در حقیقت از راه میتونید با
خداوند با خداوند ارتباط برقرار میکنید و
به خداوند ایمان میزید.
یک نکته خیلی مهم اینه که کلیسا در
حقیقت در
حکم زوجه خداونده
و و مسیح در حکم زوج هست در نتیجه وقتی که
در مسیح عروج میکنه به آسمان پاپ در حقیقت
همچین نقشی داره یعنی پاپ و کشیشها در
کاتولی به همین دلیلم هست که اونها ازدواج
نمیکنن و مجرد میمونن به خاطر اینکه اونها
با کلیسا ازدواج کردن و در
حقیقت کلیسا به عنوان یک جامعه جهانی یکی
از
مهمترین
خواستگاههای مفهوم جهان وطنی یا
کازوفیتانیسم و خیلی مهمه از این جهت
که مسیحیان خودشون رو در برابر همه بشریت
مسئول میدونن و پاپ هم طبیعتاً فقط خودش
رو در
قبال مسیحیها مسئول نمیدونه بلکه در
قبال انسانها مسئول میدونه. خب این با
این مقدمه که حالا من بعداً راجع به اسلام
مسیحیت صحبت خواهم کرد فرانسیس پاپ
فرانسیس که یکی از که
نخستین پاپ
غیراروپایی انتخاب شده در واتیکان بود بعد
از چند
قرن یک شخصیت بسیار
ویژسانی بسیار برجستهای داشت
[موسیقی]
و در مورد مسلمونها هم به اصطلاح خیلی
براش اهمیت داشت چون که بعد از اینکه پاپ
بنیکت که پاپ قبلی
بود صحبتی کرد راجع به اسلام بعد از اینکه
حدود فکر
کنم دهها نفر از مسیحیان
قبطی توسط داعش به قتل
رسیدند پاپ بنید
یه صحتی کرد و گفت اسلام دین خشونته و
اسلام با شمشیر در حقیقت توسعه و گسترش
پیدا کرده خب خیلی واکنش خیلی منفی بر جا
گذاشت و الازهر که روابطی داشتن با
واتیکان روابطشونو قطع کردن ولی بعد با
آمدن پاپ فرانسیس این مسئله ارتباط بین
اسلام و مسیحیت و ارتباط به اصطلاح بینال
یا گفتگوی بین
ادیانی بسیار مهم بود برای در به اصطلاح
اجندا و در
برنامه کاری
پاپ ما در اسلام چون که کلیسا نداریم در
نتیجه ما یک رهبر واحدی مسلمونها ندارن و
در حقیقت مرجع تقلید هم به معنایی که
پاپ مرجع
[موسیقی]
هست به اصطلاح رهبر هست ابدا رهبر نیست و
نقش تعریف شده و تعیین شدهی هم
نداره ولی
بات الازهر رابطه بسیار نزدیکتر و کهنتری
دارن تا
با شیعیان و مخصوصاً با کشوری مانند ایران
حالا دلایل شو عرض میکنم پاپ فرانسیس
زمانی که در
میانمار قتل عام مسلمون ها صورت گرفت پاپ
فرانسیس هم سفر کرد و هم جمله بسیار تکان
دهنده گفت و گفت
که امروز اینجا حضور خداونده حضور خداوند
یعنی به یک اصطلاح پرزنس آف گاد یه اصطلاح
خاص مسیحیست که ما در به اصطلاح با اونچه
که ما در فارسی ی و در زبان اسلامی
میفهمیم خیلی متفاوت هست اصلا یکی از
مشکلات همین ترجمه خدای مسیحی به خدای
زبان عربی و زبان فارسیست چون خدا در
مسیحیت کاملاً گاد در مسیحیت کاملاً
مفهومش متفاوت از الله و خدایی که ما
میگیم و میشناسیم و در اونجا این
حرف پاپ و نقشی که داشت
در کاهش خشونتها ها در گسترش صلح بسیار
بسیار مهم بود حالا باز یه نکته دیگه رم
بگم راجع به
صلح اولاً این رو بگم که در همون داستان
میانمار پاپ فرانسیس گریه کرد گریست یعنی
برای مسلمانهایی که کشته شده بودن گریست
براشون دعا کرد و خب تفاوت بسیار بارز
متأسفانه جامعه اسلامی
با مسیحیت رو میبینید که علمای اسلامی
حالا فقها مراجع تقلید یا الازهر و اینها
اینها هیچگونه
احساس انسانی جدی به نسبت به غیر
مسلمونها ندارن اصلاً خب همین داستان غزه
هم دیدید که متأسفانه اگر مسلمونها در
مورد کاری که حماس کرده بود واکنش نشون
میدادند شاید از این طرف در مهار
خشونتهای اسرائیل علیه غزه هم میتونستن
نقشی داشته باشن. ولی چون که اون از نظر
اسلامی و از نظر فقهی متأسفانه مسیحیان و
یهودیان کافر به شمار میان و جزء
گمراهانند
و روی رستگاری نخواهند دید. از نظر فقهی
هم اینها خیلی از اغلب فقها معتقدن که
اینها نجسن. یعنی جزء یکی از نجاساتن
یعنی مثل ادرار و به اصطلاح مدفوع
و خوک و سگ و اینها میمونن و در نتیجه
کشته شدن اونها خیلی نمیتونه تأثربانگیز
باشه برای مسلمونها.
خب داستان ۱۱ سپتامبر رو همون یکی از
نمونههاشه دیگه و واکنشی که مسلمونها
داشتن بهش یا داستان فتوای قتل سلمان رشدی
که بسیار شرمآور بود که حتی روشنفکران
سکولار هم
چندان واکنشی نشون ندادن ولی در همون طور
که عرض کردم برای پاپ اولاً مفهوم انسان
خیلی مفهوم مهمیه در مسیحیت فرق میکنه
مفهومش
با اونچه که در اسلام هست به دلیل اینکه
در
مسیحیت خداوند در کالبد انسان تجسد پیدا
میکنه. بنابراین انسان مثل خدای مسیحی
مثل خدای اسلام خارج از این جهان جهان
انسانی و خارج از تاریخ بشر نیست بلکه
خودش وارد تاریخ میشه و به قالب
کالبد جسمانی انسان در میاد و رنج میکشه
بر صلیب میره برای اینکه انسانها رستگار
بشن و او رستگاری رو برای همه میخواد و
مفهوم انسان به همین یعنی وقتی در مسیحیت
در دوره رونسانس ما از اومانیسم حرف
میزنیم اومانیسم هیچ ربطی به انسان
دوستوستی و به اصطلاح انسان گرایی و
نمیدونم اینجور چیزا نداره بلکه در مفهوم
در ارتباط بسیار نزدیک داره با مفهوم
انسان در مسیحیت که حالا جاش جای دیگه
بحثش جای دیگهست بنابراین پس انسان فرق
میکنه خدا فرق میکنه و کلیسا فرق میکنه
کنه و مفهوم ریسپانسیبیلیتی مفهوم مسئولیت
بسیار مهمه در مسیحیت
و شما نمیتونید در برابر هیچ
چیزی خود به اصطلاح بی تفاوت باشید
در مسیحیت یک مفهوم دیگری که بسیار مهمه
مفهوم صلح هست صلح هم در مسیحیت با اونچه
که ما در اسلام داریم کاملاً متفاوته یعنی
صلح یکی از اصول اخلاقی
ی مسیحیت هست و اصطلاح و جنگ جاست وار یک
به
اصطلاح مفهوم و
یک ایده بسیار مهم الهیاتیست یعنی صلح و
جنگ برخلاف اسلام که در اسلام ما چیزی به
نام صلح
نداریم و بیشتر به بخش عظیمی از فقه ما
درباره
جنگ هست و اساساً جنگ در اسلام یک نقش
خیلی مهمی داره یعنی از نظر فکری جدل و از
نظر در عمل جهاد یکی از
مهمترین به
اصطلاح موضوعات و
مهمترین پدیدههای تاریخ اسلام هستن و
اسلام اساساً با جهاد گسترش پیدا میکنه
برخلاف
مسیحیت و حالا من درباره قرار هست که یک
جلسهای راجع به اسلام صحبت بکنم اونجا
اشاراتی خواهم کرد به تفاوتهایی که اسلام
با یهودیت و مسیحیت داره در قانونش در
اخلاقش در الهیاتش بنابراین شما در در
مسیحی یک بخش مهمی
از الهیات مسیحی تئولوژی مسیحی در حقیقت
مسیحشناسی یا کریستولوژی هست یعنی
اگر مسیحشناسی
رو بهش توجه نکنیم بخش اساسی
الهیات مسیحی غیر قابل فهم خواهد بود. خب
به همین دلیله که حالا نه تنها پاپ
فرانسیس در مورد مسلمونا چنین گفت بلکه
یکی از مهمترین
شخصیتهای مسیحی که او کاتولیک نیست به
نام روان ویلیامز که اون موقع سر اسقف
کلیسای کنتبری بود او در واکنش به این
نسلکشی مسلمونها در میانمار گفت
اکنون جا داره حق
رواست که در وجود خداوند تردید کنیم و این
حرف خیلی مهمیست از یه کسی که سر اسخ روان
ویلیامز یک دانشمند بسیار بسیار بزرگیست
و در زمینههای مختلف کارهای بسیار
باارزشی داره شخصیت جهانیه ولی در اسلام و
به همین دلیل هم هست باز در کنار مفهوم
اسلام مفهوم برابری و مفهوم برادری در
مسیحیت بسیار مهمه و همینطور مفهوم آزادی
یعنی شعار انقلاب فرانسه برادری برادری
برادری برابری و آزادی اینها مفاهیمی هستن
که از دل مسیحیت بیرون میان و خب میدونید
که در کلیسا هم به اصطلاح
کشیش یا پدر روحانی میگن یا برادر روحانی
میگن برادر و خواهر خب چنین چیزی در اسلام
باز وجود نداره یعنی رابطهایی که انسانها
با همدیگه دارند بر اساس اعتقاد دینیشون
تعریف میشه و انسانها فی نفسه به اصطلاح
لزوماً اینکه همنوع
هستن چیزی ندارن به اصطلاح جایگاه خیلی
برجستهای نداره و به همین دلیل هست که خب
بحث ارتداد هست و بحث بحثهای
دیگه پاپ فرانسیس خیلی سعی کرد برای
نزدیکی یا برای گفتگوی بین مسلمونها و
اسلام و و کلیسا و چون مسئله گفتگوی بین
ادیان براش مهم بود یک و دو مسئله صلح
براش مهم بود یکی از ابتکار عملهای
بسیار برجسته که انجام داد برای این بود
که در
سال در سال ۲۰۱ ایشون به نجف رفت به
دیدار آیتالله سیستانی
و همون موقع من یک اون خیلی این سر صدا
کرد دیگه این به خاطر اینکه اولین باری
بود
که پاپ با یک مرجع تقلید اولاً ملاقات
میکرد ثانیا به خانهش میرفت در و ثالثاً
در نجف میمد و در عراق خب میدونید که با
در ایران هیچ موقع پاپ نیامده به رغم
اینکه ما از اوائل دهه ۳۰ خورشیدی
سفیر به اصطلاح سفارت ایران در واتیکان تا
امروز برقرار هست ولی کاملاً منفعل این
سفارت و بعد به دلایل مختلف که جاش
نیست پاپ هیچ موقع زمینه حضورش در ایران
بهویژه
در تحت نظام جم تا زمانی که ما در رژیم
جمهوری اسلامی زندگی میکنیم ممکن نیست و
اون زمان پاپ فرانسیس آمد در عراق و رفت
منزل آقای سیستانی با او دیدار کرد و اون
خب این خیلی فروتنی بسیاری بود و و قبل از
اون خیلی در مخصوصاً در آمریکا و در غرب
بحث زیادی بود راجع به اینکه این دیدار
چقدر دیدار به اصطلاح مهمیست و نقطه
عطفیست و دستاوردها و پیامدهای بسیار
انقلابی و شگفت انگیز خواهد داشت. من اون
موقع یک مقاله نوشتم در واشنگتن
اینستیتیوت در انستیتیو واشنگتن و اونجا
پیش از اینکه این دیدار صورت بگیره گفتم
که درسته که ارتباط واتیکان با به اصطلاح
مرجعیت شیعه در
عراق هدفش کاهش خشونت دینی هست. اما
مقامات غربی باید در مورد دستاورد همکاری
با رهبران دینی شیعه در کوتاه مدت باید
خیلی واقعبین باشن و
بعد توضیح دادم که
چرا آیتالله سیستانی به رغم اینکه خب خیلی
نقش مهمی داشته در کاهش خشونتها در عراق
و به همین دلیل بوده که به عنوان به
اصطلاح برستهترین یا اولین مرجع شیعهست
که نامش با صلح پیوند خورده در غرب و به
همین دلم پاپ فرانسیس رفت به
ملاقاتش ولی تصور نکنید که صلح یک مقوله
خیلی مهمیست برای شیعیان برای مسلمونها و
بعد از اون طرف هم تصور نکنید که اون
تلاشهای بسیار منظم و دراز دامنی که با
تیکان میکنه برای دیالوگ بین ادیان و
ارتباط با مسلمونها به هیچ وجه هیچ همچین
تلاشی در این سو وجود نداره و مرجعیت شیعه
مخصوصاً هیچ علاقهای به ارتباط با
واتیکان نداره مگر اینکه یک موقع نیاز
داشته باشه
و وگرنه هیچ کنجکاوی هم حتی نسبت به
مسیحیت وجود نداره. حالا من در یک جلسه یک
سری منابعی رو برای شما معرفی میکنم
امروز ولی در جلسات بعد راجع به رابطه
اسلام و مسلمانها و مخصوصاً رابطه ایران
و واتیکان و شیعیان هم صحبت خواهم کرد.
به همین دلیل هست که متأسفانه
جایگاه پاپ به طور کلی
جایگاه پاپ در جهان به طور کلی و مخصوصا
جایگاه پاپ فرانسیس در میان ما بسیار کم
شناخته شده است و او رو به یک شخصیت دینی
مثل آخوندای خودمون تقلیل
میدیم این نکته نکته خیلی مهم هست
که پاپ سعی کرد که در اگر اشتباه نکنم در
سال
۲۰۱۹
به یکی از کشورهایی اگر اشتباه نکنم
به دوحه رفت یا اجازه بدید من نگاه بکنم
که به یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس رفت
و در
اونجا
دهها تن از رهبران مذهبی مسلمونها ها هم
شرکت داشتن و در اونجا یک سندی رو منتشر
کردن اون به اصطلاح اون سند رو به
اسم برادری انسان هیومن فراترنیتی منتشر
کردن و اون سند بسیار جالب هست در حقیقت
تلاشهایی که در حاشیه
کشورهای در از سوی کشورهای حاشیه خلیج
فارس میشه متسفانه به دلیل اینکه بسیار
سیاسیست و بسیار حکوم حکومتیست ارزش چندان
زیاد یا در عمل به اصطلاح نقش خیلی پررنگی
نداره تاثیر بسیار پررنگی نمیتونه بگذاره
اما اگر به اون سند نگاه بکنید اون سندی
که به نام فراتنیتی و برادری انسانی منتشر
شده و در او تاکید شده بر تنوع و تعدد
مذاهب تأکید شده بر به
اصطلاح مبارزه با خشونت
تأکید شده بر صلح در حقیقت شما
ایده پاپ رو در اونجا میبینید نگاهش رو
به دنیا میبینید و اینکه خب مسیحیت اسلام
رو مخصوصاً واتیکان اسلام رو به عنوان یک
دین میپذیره
ولی در حقیقت بسیار احترام میگذاره ولی
مسلمونها متأسفانه چنین نیستن یکی از
بدبختیهای مسلمونها در ق عصر جدید این
هست که کشورهای اسلامی که خب میدونید
مسیحیت دینیست قدیمیتر از اسلام و بسیاری
از سرزمینهای اسلامی از جمله
ایران در به اصطلاح جمعیت قابل توجهی
مسیحی درش وجود داشته اسلام اگر اسلام اگر
عربها حمله نکرده بودن به احتمال زیاد
ایرانیها مسیحی میشدن انقدر مسیحیت در
حال گسترش بود در ایران و در مصر و در
جاهای دیگه در در عراق در شامات متأسفانه
عصر
جدید موجب شد که کشورهای اسلامی که
کشورهای اسلامی واقعاً نبودن سرزمینهایی
نبودن که فقط مسلمونها درشون زندگی کنن
این کشورها اسلامی شدن یعنی خاورمیانه
مخصوصاً اگر مقایسه بکنید یا مصر که
قبطیها میلیونها قبطی در اون زندگی
میکنه مسیحی قبطی یا عراق یا
خاورمیانه در قرن
نوزدهم بسیار تنوع
مذهبی پررنگی درش دیده میشه و این تنوع به
اصطلاح مذهبی به یک تنوع غنای فرهنگی
بسیار مهمی کمک میکنه و اساساً یه بخش
عمده مدرنیتی در کشورهای اسلامی مدیون
مسیحیان هست این مسیحیان یه پلی بودن برای
انتقال قال فرهنگ و دانش مدرن به کشورهای
اسلامی زبان عربی رو مسیحیا مدرن
کردن ولی متسفانه
در قرن
بیستم بعد از اینکه خلاف
امپراتوری عثمانی سقوط میکنه در سال
۱۹۲۴ و
بحث وحدت مسلمونها ها مطرح میشه ایده
وحدت ایده اتحاد اسلام و ایده حکومت
اسلامی برای اولین بار مطرح میشه در حقیقت
غیر مسلمونها از
سرزمینهای اسلامی و به ویژه خاورمیانه
رانده میشن تحت آزار و تبعیض بسیار
وحشتناکی قرار میگیرن و مهاجرت میکنن در
ایران ما شاید اگه اگه اشتباه نکنم مثلاً
در قبل از انقلاب حدود ۱۰۰ هزار یهودی
داشتیم الان احتمالاً کمتر از ۲۵ هزار تا
هست یا مسیحیان در
ایران شما اگر مسیحی بشید یا اگر کلیسای
مسیحی تبلیغ مسیحیت بکنه اینا همه جرم هست
و میتونه با مجازاتهای بسیار سنگین از
جمله اعدام روبهرو بشه این وضعیت در
کشورهای مختلف هست در عراق هم مسیحیان
بسیار مسیحیان و یهودیان به عنوان اقلیت
بسیار آزار دیدن از هم از حکومتهای
اسلامی هم از خود مسلمونها و در مصر هم
همین طور و به همین دلیل هست که ارتباط
بین مسیحیت و اسلام یا ارتباط بین جهان
اسلام و جهان مسیحی میتونه در بهبود
وضعیت حقوق بشر در بهبود وضعیت حتی سیاسی
این کشورها کمک بکنه ولی متأسفانه علمای
اسلام چه الازهر که یک ارتباط نسبت به
شیعیان ارتباط منظمتری داره
بااتیکان ولی ارتباطشون ارتباط جدی نیست
یعنی نوعی که الازهر نگاه میکنه به رابطه
اسلام و
مسیحیت کاملاً متفاوت هست با اون نوعی که
واتیکان نگاه میکنه واتیکان براش یک
مسئله جدیست براش سرمایهگذاری بسیار
زیادی میکنه ولی برای مسلمان برای الازهر
کاملاً یک
مسئله سوریست در حقیقت و شما نمیبینید که
الازهر هیچ موقع از حقوق مسیحیان در مصر
دفاع بکنه در در برابر خشونت علیه اونها
موضع بگیره و حتی قوانینی که حالا فقه که
به کنار ولی وقتی که قانون قوانین به
اصطلاح مدنی و قوانین جزایی رو نوشتن در
مصر تبعیضهای بسیار زیادی رو در مورد
قبطیها انجام دادن و یک معزل خیلی خیلی
خیلی بزرگ
و این رو میخوام بگم که از جانب
مسلمونها و حتی روشنفکران مسلمان هیچگونه
کنجکاوی هیچگونه حس مسئولیت هیچگونه احساس
ضرورت برای ارتباط با به اصطلاح نهادها
نهادهای مذهبی جهان و رهبران مذهبی جهان
دیده نمیشه متأسفانه متسفانه روشنفکران
ایرانی هم
مثل روحانیت
کاملاً به چیزی به نام دین ادیان
دیگر اصلاً اعتنا ندارن مگر
اینکه تصادف خاصی باشه یعنی مسلمونها در
زمانی که در به اصطلاح قرن قرون اولیه
اسلام وقتی که مسیحیت به عنوان یک رقیب
بود خب خب به شناخت مسیحیت و خنجکاوی خیلی
مختصری داشتن ولی بعد که خب کشورهای
سرزمینهای اسلامی توسعه پیدا کرد
کتابهای کلامی دیگه اصلاً راجع به مسیحیت
و یهودیت و خیلی از ادیان دیگه بی کاملاً
بیعتنا شدن و بیشتر به دعوا با خودشون
پرداختن یعنی فرقههای
مسلمان وقتی که به جان همدیگه افتادن و
سرزمینهای اسلامی در تحت فرمانروایی
اونها بود دیگه براشون چون خطری نبود چون
یهودیت براشون خطری نبود هیچ به اصطلاح
اعتنایی هم بهش نمیکردن متأسفانه یک کتاب
مقدس در حالی که قرآن
در اروپا در رم در قرن پونزدهم اگر اشتباه
نکنم متن کامل قرآن ترجمه میشه به لاتین و
قرآن شناسی در مسیحیت بسیار پیشرفته است
در اسلام در سرزمینهای اسلامی چنین نبوده
ما تقریباً میشه گفت اواخر قرن نوزدهم
بوده که به کتاب مقدسو به فارسی ترجمه
کردن و حتی در ترجمه کردن اون بینم به این
معنا نبوده که مثل کتابهای دیگه در
دسترسه مخصوصا در جمهوری اسلامی من یادم
هست که از دهه اول
انقلاب کتاب مقدس جز کتابهای ممنوعه بود
یعنی شما نمیتونستید خرید و فروش بکنید و
اگر در دست شما دیده میشد اگر در ماشین یه
کتاب مقدس دیده میشد و شما مسیحی نبودید
ممکن بود که بازداشت بشید و خب حالا این
وضعیت تغییر کرد و طبیعیست که تغییر بکنه
و ولی
همچنان مسیحیت به عنوان یه شبهه دیده میشه
در چشم روحانیت و در چشم روشنفکران سکولار
هم مسیحیت یک دینیست که میشه کاملاً اونو
نادیده گرفت به دلیل اینکه
امروزه ما در عصر سکولار به سر میبریم و
متأسفانه فهم ما از امر سکولار و فهم ما
از سکولاریسم به دلیل نشناختن مسیحیت
کاملاً به
اصطلاح پریشان و نسنجیده است. سکولاریسم
به مفهوم جدایی دین از دنیا دین از دولت
بسیار بد فهمیده شده در ایران و در حقیقت
بنیادهای الهیاتی و بنیادهای مذهبی
مدرنیته و سکولاریسم
در به طور کلی برای ما ناشناخته است در
حالی که شما نمیتونید بدون شناخت مسیحیت و
یهودیت هیچ درکی از هنر
ادبیات فرهنگ جنگ علوم فلسفه و سیاست و
جامعه غربی داشته باشیم. خب من اینجا
کوتاه میکنم صحبت رو چند تا منبع معرفی
میکنم ولی به زودی اون دوره درس گفتارهای
مربوط به شناخت اسلام رو آغاز خواهم کرد.
از این هفته یعنی از شنبه و یکشنبه این
هفته
من
دوره به اصطلاح آموزشی روش تحقیق در علوم
انسانی و نوشتار آکادمیک رساله و مقاله رو
آغاز میکنم و همین طور
دوره ترجمه رو ترجمه و ترجمه پژوهی
ترنزلیشن استودیز و دوستانی که مایل هستن
میتونن به من ایمیل بفرستن و ایمیل من هست
مهدی
خجی@gmail.com من برای دوستان برا اینکه
یک مقدار با مباحثی که من عرض کردم بیشتر
آشنا بشن به طور جدی پیشنهاد میکنم
که راجع به ارتباط مسیحیا و
مسلمونها مخصوصاً کارای برنارد لوئیس رو
بخونن کتاب خاورمیانهش رو بخونن و راجع
به به اصطلاح فهم متقابل و سوء فهمهای
متقابل مسیحیان و مسلمونها یه کتاب بسیار
خوبی داره مونت کمومریوات وات که در فارسی
ترجمه شده در انگلیسیش
هست مسلم
کرنتر
پرشن
پرسپشن این در فکر کنم دفتر نشر فرهنگ
اسلامی در تهران این کتابو چاپ کرده با
نام
برخورد مسیحی مسلمانان با مسیحی
برخورد مسلمانان و مسیحیان و من هم در
مجله آیین پژوهش در اون دوران جهالت اول
جاهلیت اول خونم یک به اصطلاح معرفی و از
روی برای اون کتاب نوشتم این کتاب همچنان
کتاب مهم نیست و دربارش خیلی کار شده و
نشون میده که اون مسیحیتی که در اسلام
شناخته شد ربطی به مسیحیت به اصطلاح
اکثریت نداشته و همیشه درک ما از مسیحیت
بسیار
درک ناقص و پر از کاستی بوده. یکی از
مهمترین کتابهایی که اگر بخواید ببینید
که مسلمونها چگونه مسیحیت رو میفهمیدن و
با مسیحیت ارتباط داشتن در مخصوصاً چهار
قرن اول یعنی از صدر اسلام تا قرن چهارم
چهارم هجری و که میشه قرن دهم میلادی یکی
از بهترین منابع که منبع به اصطلاح
دانشگاهی مهمی هست نوشته یکی از
اسلامشناسان
بزرگ عرب هست به نام عبدالمجید الشرفی.
عبدالمجید الشرفی صاحب یک مکتب بسیار
مهمیست در اسلامشناسی و شاگردان بسیار
بسیار برجسته و نامداری رو پرورش داده.
اسم این کتاب هست الفکر
الاسلامی النصارى الی نهایت القرن الرابع
العاشر یعنی اندیشه اسلامی در به اصطلاح
ابطال یا در واکنش به مسیحیت حالا وسیله
داره که چگونه شما این رو ترجمه کنید این
کتاب
رو انتظارات المدار الاسلامی چاپ کرده که
مرکزش
در بله مرکزش
در لبنان
هست. غیر از این کتاب یکی از مهمترین
منابع باز مهم که من یک بار راجع بهش صحبت
خواهم کرد. احتمالاً راجع به هر کدوم از
این کتابها من جلسات جداگانهای بگذارم و
یک گزارش کلی برای کسایی که حالا دسترسی
ندارن به کتاب یا فرصت ندارن یا زبان
نمیدونن خواهم داد. یکی از این کتابهایی
که نشون میده که ما اصلاً ما مسلمونها چه
ایرانیها چه ترکها چه عربها چگونه با
اروپا در عصر جدید مواجه شدیم این کتاب
خالد است که اگر یادتون باشه الخسیص و
نفیسشو من قبلاً گزارش دادم خدمت شما راجع
به فقیهان و فساد در شهر اسم این کتاب هست
تتورنظرهة الاسلامی الی اروپا و میدونید
که ما هیچ علاقهای به شناخت وقت اروپا
نداشتیم از جمله ایرانیها و سفر به اروپا
از قرن نوزدهم آغاز میشه و اولین کسانی که
سفر کردن به اروپا اصلا نمیدونستن چیزی
به نام پاپ یعنی چی به انقلاب فرانسه
میگفتن بلوا هیچ درکی از تاریخ تمدن و
فرهنگ اروپایی نداشتن و
مسیحیت یکی دیگه از کتابهای خیلی خوب
کتابیست نوشته مایکل کوک که اسلامشناس
بزرگیست
اسمش
[موسیقی]
هست دینهای باستانی دینهای کهن و سیاست
مدرن
درباره مورد در مورد اسلام و در یک چشم
انداز مقایسهای
تطبیقی یک کتاب دیگه که بسیار توصیه میکنم
دوستان بخونن و امیدوارم که یک روزی به
فارسی هم ترجمه بشه یا شاید شده باشه
نمیدونم اسمش هست
ایستزی مزلما
فانس
دینژو این کتاب داستان تاریخ اسلام هست در
اسلام و مسلمونها هست در فرانسه و از
قرون استاد تا عصر جدید و این کتاب زیر
نظر دو نفر زیر نظر یک نفر
که استاد ما بود و من از اون ترجمه
کردن به فارسی محمد ارکون انجام شده و
مقدمه که نوشته شده برای این کتاب مال ژک
لوگف هست که تاریخشناس بسیار بسیار کله
گندهست در عصر جدید و محققین نامداری
مقالات این کتابو نوشتن شما میبینید که
چقدر
رابطه به اصطلاح اروپا با اسلام یک رابطه
بسیارنی هست و مسلمونها در مخصوصاً
فرانسه سابقه خیلی طولانی دارن
و نگاهی که ما داریم نسبت به مسلمونها در
غرب خیلی نگاه غیر تاریخی
و رسانه زده است در حقیقت برای
اینکه بدانید مسیحیت چیست مخصوصا اخلاق
مسیحی چیست یکی از کتابهای خوبی که من
میشناسم کتابیست به نام و از مسیح به
جهان
کریکس
یک درآمدی
بر به اصطلاح منابعی که منابع اصلی که
میتونن به شما کمک بکنن یک گزیدهای از
این منابع که میتونن اخلاق مسیحی رو و
جوهر اخلاق مسیحی رو برای شما تبیین بکنن
منابع طبیعتاً متنهایی که در این کتاب
گرداآوری شده همه
متنهای بسیار مهم و معتبر هستن بنابراین
شما از متنهای اصلی میتونید به اصطلاح یک
چشم اندازی از اخلاق مسیحی داشته باشید
و خیلی مهم هست حالا در مورد صلح هم که
حالا صحبت شد باز من یک جلسه دیگری صحبت
خواهم کرد این کتابم کتاب مهمیست به نام
مورالتی وار کلاسیکال کپ رگز این هم باز
مجموعه از آثاری که مربوط به اخلاق جنگ
هست و میدونید که ما در اسلام اخلاق جنگ
نداریم متأسفانه و یک سری چند تا حکم فقهی
هست ولی ما هنوز در اسلام چیزی به نام
غیرنظامیان تعریف
نکردیم یعنی سیویلینز تعریف نشده به خاطر
همینه که حماس میره مردم عادی رو میکشه
به خاطر اینکه از نظر اونها
دشمن فقط به اصطلاح نظامیها نیستن بلکه
دشمن تمام کسانی هستن که در به اصطلاح اون
سربازان ازشون دفاع میکنن دشمن زن بچه
مرد و پیر و جوان اصلاً نداره و خیلی مهم
هست این اخلاق جنگ رو در مسیحیت بشناسیم
من از شما سپاسگزارم
و از شما از دوستانی که مایل هستن در این
دورهها شرکت کنن دورههای آموزشی من دعوت
میکنم که پیش از روز شنبه شرکت بکنن و
برای من پیام بفرستن. من یکی دو ساعت دیگه
هم بنا دارم در قطعاتی رو از گلستان سعدی
بخوانم به خاطر اینکه روز سعدی بوده دیروز
در کلاب هاوس و در یوتیوب همزمان پخش
خواهد شد. برای همه اوقات خوشی رو آرزو
میکنم.